سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

695

تاريخ ايران ( فارسى )

مسلمانان اين ايالت را اشغال نمودند خود پايتخت تسليم گرديد . بالاخره مسلمين مكران خشك لم‌يزرع را مورد حملهء شكست‌ناپذير خود قرار داده و حدود فتوحات شرقى برحسب امريه عمر تا همين‌جا محدود گرديد . اما در شمال شرقى حاكم رى لشكرى از گرگان ، طبرستان و قومس جمع كرد ، ليكن بواسطهء خيانتى كه در كار بود شكست خورد . لشكريان عرب بعد از اين از همان جاده‌اى كه پادشاه بزرگ هخامنشى يعنى داريوش كدمان از جلو اسكندر فرار كرده بود به طرف مشرق روانه شدند . آنها از البرز گذشته به طرف گرگان رفتند . حاكم آنجا قبول اطاعت نمود . دو ستون ديگر از سپاه عرب به طرف آذربايجان حركت كرده و در شمال تا قلعهء مشهور دربند خود را رسانيدند و تمامى اين ايالت مهم و زرخيز سر تسليم خم نموده تحت اطاعت و انقياد درآمد . فتح خراسان به ظاهر آخر از همه تحت نظر گرفته شد . فقط طبرستان درنتيجهء جنگل‌هاى انبوه و مسدود استقلال خود را تحت‌نظر سلاطين و شاهزادگان موروثى معروف به سپهبد تا سال 760 ميلادى حفظ نمود « 1 » . ساميها در امپراطورىهاى بابل و آشور نفوذ پيدا نموده دولت‌هائى بجاى آنها تشكيل دادند ، تا اينكه آريانهاى ماد و پارس ايشان را از ميان برده و خود بجاى آنها قرار گرفتند . اينان هم به نوبهء خود پس از پانصد سال سقوط يافته تحت حكومت و فرمانروائى قومى از تورانيان درآمدند ، تا در قرن سوم ميلادى دوباره آريان‌ها عرض وجود نموده بر اريكهء سلطنت و فرمانفرمائى قرار گرفتند . آرى يكى از خاندانهاى عالى آريا يعنى ساسانيان در حدود چهارصد سال حكومت و سيادت نموده و آخرين درجهء عظمت و جلال را دارا بودند ، تا اينحد كه امپراطورى روم را واژگون ساختند ، ولى بعد ( به حكم طبيعت ) رو به ضعف و انحطاط نهاده بتدريج شكسته و فرتوت شدند و آن تا يك اندازه هم بواسطهء احساسات سخت و شديدى بوده است كه اجازه نمىداد يكنفر سردار كافى و لايقى بر تخت قرار گيرد .

--> ( 1 ) - رجوع شود به « تاريخ طبرستان » ابن اسفنديار كه برون آن را طبع و نشر نموده است و نيز مراجعه شود به « يادداشت گيب » صفحه 49 ( مؤلف ) .