سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
691
تاريخ ايران ( فارسى )
اسلام درآورد و نيز از سمت جنوب يعنى طرف خليج فارس دستهء ديگرى از اعراب بسركردگى عتبه بندر ابله را به تصرف درآورد و آن مركز بازرگانى با هند و به بصره كه بعدا جانشين وى گرديد نزديك بوده است . بناء كوفه و بصره 17 هجرى ( 638 ) پس از تصرف ابله اعراب روى خرابههاى آن ، محلى براى توقف سپاهيان خود بنا نمودند كه بتدريج ترقى كرده تا اينكه شهر گرديد ، ليكن چون آب و هواى آنجا بقدرى بد بود كه قابل تحمل نبوده است لذا به تلاش محل تازهاى افتادند . بالاخره بصره را بجاى آن اختيار نمودند كه بفاصلهء ده ميل در شمال غربى شهر تازه واقع و محل ابله را اشغال مينموده است . بايد دانست كه هيچيك از شهرهاى مسلمين باستثناى بغداد مانند لنگرگاه بصره منظرهء دلفريبى كه مخصوص مشرق است ندارد . اينجا همان محلى است كه ميلتون اشاره مىكند سندباد ملاح سفر دريائى مشهور خود را از آنجا آغاز نهاده است . امروزه شعب و رودخانههاى كوچك اينجا جالب و جاذب و امور بازرگانى آن در كمال رونق است ، ليكن هواى آن هم گرم و هم ناسالم است من يكى از تابستانها را در آنجا گذرانيدهام ولى هيچ خوشم نميآيد كه آن را بخاطر بياورم . بالجمله عمر وقتى كه گونههاى زرد اعراب مداين را ديد متوحش شده دستور داد كوفه را نيز بنا نمودند . انتخاب آن هم از اينجا بوده كه بصحرا اتصال داشت ، همان صحرائى كه قسمت مهم مردى و شجاعت و جسارت آنها مرهون آن بوده است . بعد از بناء اين شهرها حيره كه فاصلهء آن با كوفه چند ميلى بيش نبود و نيز مدائن رو بانحطاط نهادند . ميور در اينجا چنين مينويسد « اين دو محل نوآباد با سكنهء عرب خالص خود ترقى نموده شهرهائى شدند داراى يكصد و پنجاه هزار تن نفوس و نفوذشان در ادبيات و الهيات اسلام از تمام ممالك اسلامى فزونى پيدا نمود » . در تمام اين جنگها كه در يك مورد منتهى به بناء اين دو شهر گرديد چيزى كه فوقالعاده از مهاجمين عرب تعجبآور مىباشد اين است كه آنها نهفقط فتح ميكردند بلكه با يك مرام و نظام ثابتى با تمام خانوادههاى خود در كشورهاى مفتوحه مسكن