سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
690
تاريخ ايران ( فارسى )
تماما از طلاى خالص از موضوعاتى است كه نويسندگان عرب از شرح و وصف آنها خسته نميشوند . جنك جلولا 16 هجرى ( 637 ) سعد مايل بود كه لشكر شكستخوردهء ايران را به طرف حلوان تعقيب نمايد و آن قلعهء بسيار محكمى در گردنههاى جبال زاگرس بوده است ، ليكن عمر با حزم و احتياط سياستمدارانهاى او را از پيشرفتن منع نموده و دستور داد كه تابستان را در مداين بگذراند . فاتحين پس از اين دستور فرصت يافته به تشييد مبانى قدرت و نفوذ خود و ضمنا تمتع از لذائذ نعمتهاى اين پايتخت تاريخى پرداختند ، تا اينكه موسم پائيز رسيد و خبر دادند لشكر زيادى از ايران گردآمده كه طلايهء آن در جلولا جا گرفته است ، دژى كه معروف بود غيرقابل تسخير مىباشد . لذا هاشم بن عتبه و قعقاع با دوازده هزار تن بدانجا فرستاده شد و جنك سختى بين فريقين درگرفت ، حتى در اثناء آن بهر دو طرف كمك رسيد . ايرانيان در ميدانى خارج قلعه پس از يك جنگ مأيوسانه باز شكست خورده و فتح نصيب اعراب گرديد . يزدگرد كه هيچوقت او را كسى در خطوط جنگى نديد به طرف رى گريخت . قعقاع حلوان را گرفت و آن را مركز پادگان اسلامى قرار داد . غنائم وافرى در اينجا بدست اعراب آمد ، از جمله يكصد هزار اسب ممتاز از چراگاه ماد گرفتند كه مسلما از نسل اسبهاى مشهور نيسى هخامنشى بودند . الحاق بين النهرين و تصرف ابله 16 هجرى ( 637 ) سعد كه پس از اين ميل داشت يزدگرد را تعقيب كند نامهاى به عمر نوشته و از وى در اين باب دستور خواست ، عمر كه يقينا آنوقت هواى جهانگيرى در سر نداشت شرحى كه در جواب نوشته بدينقرار است . « من آرزومندم كه ميان بين النهرين و كشورهاى آنطرف جبال سدى باشد كه نه ايرانيان بتوانند از آن بگذرند و نه اعراب ، جلگهء عراق « 1 » براى احتياجات ما كافى است . » بنابراين سعد به تسخير شهرهاى بين النهرين پرداخت . در اين قسمت او تا اينحد موفقيت حاصل نمود كه در قليلمدتى تمام اين كشور زرخيز را تحت نفوذ
--> ( 1 ) - اعراب درههاى دجله و فرات تا بالاى بين النهرين را عراق عرب ميناميدند . در شمال شرقى آن ، ولايت مجاور زمين كوهستانى ايران را ابتدا جبال ميگفتند ، اما نام اخير « عراق عجم » يعنى عراق ايرانيها بايد دانست كه تاريخ آن از قرن دوازدهم ميلاديست . كوفه و بصره در يك وقت به « عراقين » معروف بودند . ( مولف )