سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
686
تاريخ ايران ( فارسى )
كردى پس حكم بين ما و تو همان خواهد بود . واقعا براى يكنفر نقاش ماهر چه موضوع دلچسب و قابل توجهايست ! بالجمله يزدگرد از اينكه اين اعراب صحراگرد نسبت به او احترامى را كه لازم بود بجا نياوردند و نيز از مضمون پيغام در خشم شده از اين جهت كه آنها قاصد بودند مرخصشان كرد و الا همه را بقتل ميرسانيد . جنك قادسيه 14 هجرى ( 636 ) در سال بعد كوشش فوق العادهاى از طرف يزدگرد پادشاه بخت برگشته به عمل آمده لشكرى بالغ بر يكصد و بيست هزار تن جمع آورى نمود و سردارى اين لشكر را به رستم واگذاشت . اين سردار از فرات عبور كرده داخل « سواد » شده دنبال لشكريان عرب افتاد . جنگ قادسيه كه مانند جنك ايسوس در عداد جنگهاى قطعى دنيا بشمار ميآيد چهار روز متوالى دوام داشت . در روز اول اسبهاى عرب از فيلان كه آنها را جلو نگاهداشته بودند فرار كردند ، چنين به نظر ميآمد كه فتح با لشكر ايران است ، اما بعد كه دستهاى از تيراندازان به فيلها حمله بردند سواران عرب از خطر جسته و ايرانيان را عقب نشاندند ، در روز دوم لشكر امدادى عرب از سوريه وارد شد . ابتدا جنك چندان شدتى نداشت و طرفين بجنك و گريز مىپرداختند ، ولى اخيرا اعراب سوارهنظام ايران را شكست دادند . اين روز جنك بنفع مسلمانان خاتمه يافت ، آرى در اين روز پيشرفت با مسلمانان بود كه تلفات آنها پنج يك تلفات ايرانيان بوده است به اين معنى كه تلفاتشان دو هزار تن در صورتى كه تلفات ايرانيان بالغ بر ده هزار نفر ميشد . در روز سوم براى بار ديگر فيلها در خط جنگ ظاهر شدند ، ولى قعقاع بن عمرو رئيس نيروى امدادى كه از شام آمده بود چشم فيل بزرگ سفيدى را با نيزه كور كرد . ديگرى با فيل ديگر نظير آن را معمول داشت ، يعنى دو چشم ويرا درآورد ، بالاخره فيلها برگشته در لشكر ايران باعث اختلال شدند ، اعراب بواسطهء رسيدن قواى عمدهاى از شام قويدل شده وقتى كه شب شد روحيهء مسلمانان بهتر از روحيهء لشكر ايران بود ، واقعا در آنها تا اينقدر روح اعتماد بود كه دو تن از سردارانشان هركدام جداگانه با