سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

679

تاريخ ايران ( فارسى )

آشفته قرار گرفت . گوئى او مانند داريوش كدمان بدبخت كه از چندين جهت به او شباهت دارد ( از ديوان قضا ) محكوم بود كه نظاره كند و ببيند يك خاندان عالى شأنى كه خود آخرين پادشاه وى مىباشد دارد بانقراض ميرود . لشكركشى خالد بر عليه نواحى غربى امپراطورى ايران 12 - 13 هجرى ( 633 - 434 « 1 » ) اين لشكركشى از طرف يك دولت تازه‌ايست كه دفعتا در عربستان تشكيل يافته و بالاخره آن دولت طومار شاهنشاهى ايران را در نبشت . ما راجع بظهور اسلام و عمليات و اقداماتى كه منجر به حملهء عراق و شام شده شرحى بطور مبسوط در فصول آتى مذكور خواهيم داشت . در اين‌جا مقصود ما همين‌قدر است كه در خصوص لشكركشيهائى كه اعراب در به دو امر بر عليه نواحى سرحدى غرب شاهنشاهى ايران نموده و آن منتهى بسقوط و انحلال شاهنشاهى مزبور گرديد شرحى بطور اختصار مذكور داريم . خالد سرلشكر عرب كه از سرداران نامى و در جنگجوئى معروف بود با لشكرى كه تقريبا تمام آن از اعراب بدوى صحراگرد تشكيل يافته بود به طرف شمال كه از كناره‌هاى خليج فارس چندان دور نبود روانه شده به ناحيهء سرحدى پادشاه بزرگ حمله كرد . او ابتدا به هرمزان حاكم آن حدود چنين پيشنهاد كرد . « ديانت اسلام را قبول نما تا با ما برادر شده از هراذيت و آزارى در امان باشى ، ورنه بايد تو و مردمت جزيه بدهيد . اگر اين را هم ابا كنى بر ما هيچ ايرادى نيست ، بلكه خودت را بايد ملامت كنى ، اينك مردمى كه براى جنگ با تو مهيا شده‌اند همانقدر كه تو حيات را دوست دارى آنها بمرگ علاقمند ميباشند . » منزل سرحدى كشور ايران موسوم به حفير چند ميل در عقب كويت كنونى واقع بود كه اولين جنگ در اين نقطه واقع شد . در اين‌جا نهر آبى كه بود در تصرف ايرانيان بوده است . خالد ندا درداد كه از ميان ما دو فريق هركدام شجاع‌تر است چشمه‌هاى

--> ( 1 ) - در خصوص سنه‌هاى مربوطهء به اسلام ، سال هجرى در اول داده شده و بعد سال مسيحى را بين الهلالين مذكور داشته‌ايم ( مؤلف ) .