سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
680
تاريخ ايران ( فارسى )
آب از آن وى خواهد بود . اين بگفت و فورا شروع بحمله كرد . او با هرمز به جنگ مرد و مرد ( مبارزهء دو سردار ) مشغول شد . اين عرب متهور و جسور عوض اينكه كمين كند دفعتا حمله برده با ضرب خنجر كار حريفش را ساخت . مسلمانان بدشمن كه بواسطهء كشته شدن سردار دلسرد شده بود حمله بردند و همه را منهزم ساختند . غنائمى كه در اينجا بدست مسلمانها آمد خيلى زياد و از آن جمله فيلى بوده است كه آن را مخصوصا بمدينه فرستادند . اين فتح كه به آسانى حاصل شد معروف به « جنگ زنجير » يا « ذات السلاسل » مىباشد . چه بعض از سپاهيان ايران براى جلوگيرى از فرار زنجير شده بودند . ولى بعد بواسطهء رسيدن قواى امدادى ايران ، فاتحين سخت مورد تعقيب واقع شده و در شعبه ( كانال ) دجله جنگ سختى بين آنها درگرفت . مخصوصا مسلمانان در يكموقع در خطر واقع شده مجبور گرديدند كه عوض حمله بدفاع بپردازند . ليكن در اين ميانه عدهء زيادى بكمك آنها رسيده و درنتيجه فتح ديگرى نصيب آنان شد . خالد كه بزرگترين قائد و سردار لشگر بشمار ميرفت در اين جنگ بر اثر ابراز شجاعت و دلاورى غنائم فراوانى بدست آورد . باز در والاجا « 1 » نزديك مصب دجله و فرات جنگى بين آنها با لشكر ايران كه مركب از عرب و ايرانى بودند روى داد . فتح براى بار سوم نصيب مسلمين گرديد ولى بعد از يك جنگ مأيوسانهاى . مدت يك ماه كه از اين قضيه گذشت خالد يك جنگى كرد كه از تمام جنگهاى قبل سختتر و هولناكتر بوده است . توضيح اينكه او به سمت شمال طرف بالاى فرات پيش رفته و در اليس واقع بين ابله و حيره مورد حملهء لشكر ايران كه مركب از عرب و ايرانى بودند واقع گرديد . بدوا اعراب از طرف ايرانيان حمله بردند ولى رئيس آنان بدست خالد كشته شد ، سپس ايرانيان حملهور شدند چون فتح تا مدتى بنوبت از طرفى نصيب طرف ديگر ميشد خالد از اين پافشارى ايرانيها در خشم شده قسم ياد كرد كه از خون دشمن نهر قرمزى جارى كند . بالاخره مسلمانان فاتح درآمده و سردار عرب براى ايفاى قسم وحشيانهء خود تمام اسرا را جمع كرده و همه را مانند گوسفند قصابى
--> ( 1 ) - Walaja .