سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
678
تاريخ ايران ( فارسى )
همراه كند قراردادى بست كه بموجب آن مصر و شام و آسياى مركزى را ( كه تا آن وقت آنها را تخليه نكرده بود ) بروم مسترد دارد . بعلاوه مبلغى هم سالانه بهپردازد . هرقل تا اينحد با سردار مزبور موافقت نمود كه وصلتهائى نيز با او كرد . « 1 » با اين ترتيب هركسى پيش خود چنين خيال ميكرد كه شهربراز يك خاندان جديدى تأسيس خواهد كرد ، ولى كلماتى كه آن پيرزن به بهرام چوبين گفته بود باز مصداق پيدا كرد . اگر چه قتل اين پادشاه صغير خيلى زود و به آسانى صورت گرفت ولى شهربراز هم بيش از دو ماهى نتوانست بر تخت باقى بماند . مشار اليه بدست سربازان خودش بقتل رسيده و بعد نعش او را در ميان كوچههاى تيسفون گردانيدند و ندا كردند هركس كه از خاندان شاهى نباشد و بر تخت ايران نشيند بسرنوشت شهربراز و عقوبتى كه او شد مبتلا خواهد گرديد . در دورهء كوتاه سلطنت او دو وقعهء مهم رويداد . اولا كشورهائى كه وعده كرده بود تخليه كند به هرقل رد گرديدند و ديگر خزرها لشكر ايران را شكست داده بر ارمنستان استيلا يافتند . دوره هرجومرج 634 - 629 ميلادى پس از اين دو دختر از خسرو پرويز بر تخت نشستند ولى هردو زود از نظر غائب گرديدند . بعينه مانند قبل از سقوط سلسلهء هخامنشى هرجومرج شيوع يافته مدعيانى از اطراف پشتسر هم براى سلطنت پيدا شدند و تقريبا بلافاصله هم محو و نابود ميشدند . من اسامى ايشان را در پاورقى كتاب از نظر خوانندگان ميگذرانم « 2 » . جلوس يزدگرد سوم 634 ميلادى يزدگرد سوم از تخمهء خاندان ساسان و مطابق بيان طبرى پسر شهريار از زن حبشى و نوهء خسرو پرويز بود كه بطور گمنامى در حدود اصطخر ميزيست ، بالاخره بر تخت امپراطورى
--> ( 1 ) - دختر خود شهربراز را براى پسرش بزنى گرفت و نوهاش را به نكاح وليعهد درآورد ( مترجم ) . ( 2 ) - و آنها بدينقرارند : - پوراندخت دختر خسرو پرويز . بعد از او گشناسپده بر تخت نشست ، پس از وى آذرميدخت خواهر پوراندخت شاه شد . آنوقت خسرو سوم روى كار آمد ، بعد خورازاد - خسرو - فيروز ، فرخزاد ، خسرو و هرمز يا هرمز داس پنجم به پادشاهى رسيدند ( مؤلف ) .