سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
669
تاريخ ايران ( فارسى )
خزينهء خود را از دريا روانه كرده و خودش هم عازم حركت بود كه قصدش فاش و بر ملا گرديد . اينجا اهالى تماما بمخالفت برخاسته جدا مانع حركت امپراطور گرديدند . خليفه هم با آنها همراه شده و بالاخره هرقل مجبور گرديد كه در كليساى اياصوفيه قسم ياد كند كه با هرنوع بليه و مصيبتى كه بر سرش وارد آيد تحمل كرده پايتخت را رها نكند ! از اينطرف مسئلهء غارت رفتن صليب حقيقى و نامهء ( وهنآور ) خسرو به هرقل مردم را بهيجان آورده و سبب تحريك احساسات مذهبى آنها گرديد و چنين خيال كردند كه گذشته از كشور ، دنياى مسيحيت و ديانت مسيح در معرض خطر واقع شده - است لذا كليسا اجازه داد تمام ظروف و اوانى طلا و نقره آن را ذوب كرده سكه كنند و بمصارف جنك برسانند . حتى خيرات غله و جنس بدون هيچ مخالفتى در قسطنطنيه منسوخ گرديد ، يعنى قرار شد تمام آنها را به آرتش تخصيص داده و براى جنك ذخيره كنند . جنگهاى معروف هرقل 622 - 627 ميلادى جنگهائى كه باعث شهرت و نامآورى هرقل گرديده بقدرى شبيه به درام ميباشند كه كمتر جنگى مثل آن ميتوان در تاريخ پيدا نمود . راست است اين امپراطورى همچو معلوم ميشد كه در شرف زوال و اضمحلال است ، اما هنوز يك وسيلهء بسيار مهم و گرانبهائى براى نجات آن وجود داشت و آن عبارت از تسلط بر دريا و داشتن نيروى دريائى بوده است . در اثبات تفوق و برترى نيروى دريائى كافى است همينقدر گفته شود كه اين امپراطور مأيوس در 622 ميلادى قسطنطنيه را در حالى كه دشمن در يك ميلى آن تمركز داشته است سالما رها كرده و با ناوگان امپراطورى براى نجات اروپا از تسلط و حكمفرمائى ايران روانه گرديد . غلبه بر شهربراز 622 ميلادى با وجود بدى هوا و انقلاب جوى امپراطور به سرعت از هلسپونت ( داردانل ) گذشته و از درياى اژه عبور كرده به خليج ايسوس رسيد كه بواسطهء فتح اسكندر كبير معروف مىباشد . در اينجا امپراطور همانطور كه انتظار ميرفت مواجه با قشون شهربراز سردار