سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

665

تاريخ ايران ( فارسى )

و بر ضد او لشكر كشيده به ادسا رفت « 1 » و در آنجا موضع گرفت . بارى سپاهيان ايران در هرجا فاتح شده و در 605 ميلادى پادشاه بزرگ دارا را پس از نه ماه محاصره تسخير نمود . پس از اين فتح نمايان آمد و ساير دژهاى مزوپوتاميا تماما به تصرف ايران درآمدند . در 607 ميلادى نيروى ايران حرّان ، ادسا و ساير استحكامات قسمت غربى بين النهرين را گرفت و بالاخره از فرات گذشته هيراپوليس و برهوا « 2 » حلب امروزه و ساير شهرها را در حيطهء تصرف درآورد . در همان اوان دستهء ديگرى از قواى ايران بعد از حملهء بارمنستان به نواحى مجاور كاپادوكيه داخل شده حتى فريزى ، گالائى و بىتىنى كه ساليان دراز بود از صدمات جنگ محفوظ مانده مورد حمله و محل تاخت‌وتاز قشون ايران قرار گرفتند . اين مهاجمين دامنهء اين حمله و تاخت‌وتاز را تا اين اندازه توسعه داده و تا اين حد به قسطنطنيه نزديك شدند كه اهالى شهر براى اولين بار دهات واقعهء در ساحل مقابل را مشاهده ميكردند كه مهاجمين آتش زده و شرارهء آن بلند است . جنك ذوقار در 610 ميلادى تقريبا مقارن اين اوقات يعنى بين 604 و 610 ميلادى بقول نولدكه و سال 611 بنابر گفتار ميور « 3 » يك جنگ مختصرى واقع شد كه در آنوقت چندان مهم و قابل توجه به نظر نمىآمده ولى در ازمنهء بعد بواسطهء نتائج و اثرات مهمه‌اى كه از آن به ظهور رسيده است اهميتى بسزا حاصل نموده رويهمرفته آن را داراى نتائج خيلى مهمه ميدانند . اجمال اينمقال آنست كه نعمان ملك حيره در حاشيهء شرقى صحرائى كه وادى فرات را از بيت المقدس جدا مىكند در آنعصر حكومت ميكرد . اتفاقا يك دشمن خطرناكى كه ميدانسته اعراب راضى نميشوند دختر زيبائى دارد . اينجا آتش شوق شاه مشتعل شده خواست او را بزنى گرفته جزء حرم و زنان زيادى كه داشت قرار دهد ، ليكن امير عرب از قبول آن استنكاف ورزيد و شاهنشاه

--> ( 1 ) - هرچند اتفاق افتاد كه او را فريب داده به قسطنطنيه بردند و در آنجا در بازار ، زنده در آتش انداخته سوزاندند ( مؤلف ) . ( 2 ) - Berhaoa . ( 3 ) - Muir .