سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
23
تاريخ ايران ( فارسى )
ضمنا به نظر ميرسد كه كمكم لفظ لوت براى مطلق صحراى خشك اصطلاح شده و در مقابل نمكزار گفته مىشود « 1 » . لفظ لوت اصطلاحى است بالنسبه جديد و جغرافيون عرب آن را مفازه ميخوانند و وجه تسميهء لوت كه در بسيارى از حكايات منقول است اين است كه از بلاد قديمه يا شهرهاى لوط مىباشد كه خداوند از آسمان آتش نازل فرموده آنها را خراب كرده است ، مانند بلاديكه در جلگهء آبهاى بحر الميّت بوده و به همين طريق فنا و هلاك يافته ، چنان كه بحر الميّت را در همان مكان بحر لوط مينامند و مسافرى كه بلاد مذكوره را سياحت مىكند مىبيند كه فقط تختههاى سنگ و خاك ميباشند و باد و باران آنها را كاهيده و برده و منظرهء برج و باره و گنبد و مناره به آنها داده است « 2 » و چون قرآن و زبان عرب در تسميهء اشياء در ايران مدخليّت تامه داشته و لوط هم لفظى است كه در قرآن براى بلاد نامبرده آمده من قريب به يقين دارم كه مأخذ صحيح اصطلاح لوت همين است . منشاء لفظ « كوير » بدرستى معلوم نيست ليكن معنى آن صحراى نمكزار است اعم از اينكه خشك باشد يا آب داشته باشد . من در اتناى مسافرتهاى خودم اشكال مختلفهء از كوير ديدهام ، گاهى اوقات زمين مسطح و سفيد و محكم است مانند يخ و يا اينكه بوتهزار و پست و بلند و غير قابل عبور مىباشد و اگر شخص در آن قدم بگذارد در باتلاق فروميرود و اين اختلافات بيشتر راجع به كمى و زيادى آب است و شكى نيست كه اگر ورود آب در اين صحراها موقوف گردد كوير كمكم مبدل به لوت مىشود . در ايران تقريبا در كنار همهء آنها رودهاى براق سفيدى ديده مىشود كه مركب از نمك و قليا و از جنس كوير است . صحراى لوت در حقيقت ظهور اتم و صورت كمالى است از كليهء خشكى خاك ايران
--> ( 1 ) - در كتاب خودم موسوم به « پنجمين سفر در ايران » اين مسئله مطرح و در اطراف آن صحبت شده است ( جريدهء R . G . S . نوامبر و دسامبر 1906 ) . سونهدين ( Sven Hedin ) نيز در كتاب خود موسوم به « سفر به هند از خشكى » در اطراف اين بيابان مفصلا صحبت داشته است . « مؤلف » ( 2 ) - اسكات « خانم درياچه » « مؤلف »