سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
641
تاريخ ايران ( فارسى )
جلال بوده است و از جمله نفايس آن يكى قالى زربفتى معروف به « فردوس شاهى » يا بهارستان كسرى مىباشد . طول اين فرش هفتاد و عرض آن شصت ارش بود . شرحيكه ميور « 1 » درينباب نوشته ما آن را در زير از نظر خوانندگان ميگذرانيم . اين فرش باغى را نمايش ميداد كه خاكش از طلا و زمين آن از نقره و چمن آن زمرد و جويبارش از لؤلؤ و مرواريد بوده است و نيز اشجار و اثمار و گلها و رياحين آن تماما از خردههاى درخشان الماس و ياقوت و ساير جواهرات نفيسهء گرانبها تشكيل يافته بود . اين فرش عديم النظير و تخت بزرگ زرين كه هرپايهء آن از يك قطعه ياقوت تشكيل يافته بود و نيز تاج شاهى بىبها كه بواسطهء حجم و سنگينى زياد آن را بر سقف آويزان كرده بودند واقعا هربينندهاى را مات و مبهوت ميساخت . آئين دربار نيز شاهانه و فوق العاده مجلل و عالى بود . اولا پادشاه دور از سايرين كه در اينميانه پردهاى هم حايل بود بر تخت مىنشست . اينجا حتى از بزرگترين رجال دربارى تا وقتى كه بطور خاصى اجازت نمىيافت نميتوانست نزديك برود . مسعودى مينويسد دربار از سه طبقهء بزرگ تشكيل مىيافت . اول صاحبمنصبان ارشد و شاهزادگان بزرگ نامى در سمت راست تخت بفاصله سى پا دور از پردهء شاه ميايستادند و بعد استانداران و فرمانداران و نيز پادشاهان دستنشانده به همين فاصله پشت سر صف ميكشيدند و در آخر بازيگران و نوازندگان و سازندگان بودند كه طبقهء سوم را تشكيل ميدادند گارد . شاهى ظن قوى آنست كه در سمت چپ تخت ميايستادند . وقتى كه شاه بيكى از رعايا اجازهء حضور ميداد او با دستمالى دهان خود را مىبست تا از دم او « مقام مقدس شاهانه » آلوده و پليد نشود ، او وقتى كه از پرده داخل ميشد فورا به روى خاك ميافتاد و همينطور افتاده بود تا آنكه اجازه مىيافت بلند شود . وضع زنان از بعضى جهات خوب و پسنديده بود چه يك چنين قانونى كه آنها را منزوى كند در كار نبود بلكه آزادى داشتهاند . عدهء زنان خسرو پرويز در ميان شاهان ساسانى از همه زيادتر بوده است ، چنان كه طبرى مينويسد عدهء زنانى كه او در حبالهء
--> ( 1 ) - Muir .