سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
642
تاريخ ايران ( فارسى )
خود داشت دوازده هزار نفر بودند و معذلك عشق و علاقه و خاص او به شيرين بوده است . بطوريكه از زمان هخامنشىها معمول بود هريك از پادشاهان يك زن معتبر داشت كه عموما شاهدخت ( شاهزاده ) بود ، هرچند اين رسم استثناپذير هم بوده است ، اين عدهء زنان او معمولا بايد بسيارى از سلاطين ضعيف را از پا درانداخته و تحميل زيادى بر ماليهء مملكت بوده است . عمدهء مشغوليت و تفريح شاهان ساسانى شكار بوده است و براى اين كار ترتيبى كه معمول بود اينكه در قورقگاهها ( فراديس يا باغهاى بزرگ سلطنتى ) جانوران شكارى زياد جمع ميكردند و يا در يك محل شكارخيز حيوانات شكارى را از جلو رانده به سمت محوطهاى كه پرچين يا طنابى بدور آن كشيده بودند ميبردند . قوشبازى هم از قديم معروف و متداول بوده حتى از ميان افسران دربار ساسانى يكى هم قوشچىباشى بوده است . بازى چوگان نيز در ميان پادشاهان ساسانى معمول بود . چنان كه سابقا در تاريخ پهلوى مذكور داشتيم اردشير مؤسس اين سلسله بدربار اردوان دعوت شده و يكروز با پسران پادشاه به شكار و ميدان چوگانبازى ميرود و آن بنظرم اول دفعهاى است كه ديده مىشود در تاريخ ذكرى از چوگانبازى بميان آمده است و نيز شاپور اول ، علاقهاى كه به اين بازى داشت ما آن را در سابق ذكر نموديم . از ميان پادشاهان اخير نهتنها خسرو پرويز بلكه شيرين و بانوهاى او معروف است در ساعات تفريح چوگانبازى ميكردند چنان كه نظامى در اينخصوص سروده است : چو در بازيگهء ميدان رسيدند * پريرويان ز شادى مىپريدند روان شد هرمهى چون آفتابى * پديد آمد ز هركبكى عقابى گهى خورشيد بردى گوى و گه ماه * گهى شيرين گرو دادى و گه شاه و اما بازيهاى توى خانگى و آن شطرنج بود كه در بالا ذكر شد . نوا و موسيقى بطوريكه حجاريها و نقوش برجسته نشان ميدهند مقام بسيار شايسته و ارجمندى را دارا بوده است و حتى در شكارگاهها اركستر و دستهء مغنى همراه بوده و شاه در اثناى تاخت