سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

617

تاريخ ايران ( فارسى )

نوشيروان عادل فصل چهلم نوشيروان عادل غلامى كه ميتوان او را خريد و فروخت آزادتر از يك آدم لئيم است ، چه اولى ممكن است آزاد گردد بر خلاف دومى كه هيچوقت نه ! . ( از گفته‌هاى اخلاقى نوشيروان ) جلوس بلامعارض نوشيروان 531 ميلادى بنابگفتهء پاره‌اى مورخين هنگاميكه قباد فرار كرده بنزد هياطله ميرفت در نيشاپور دختر دهقانى را گرفته انوشيروان يا نوشيروان از وى پيدا شد . اين پادشاه كه نويسندگان اروپا او را خسرو و اعراب كسرى مينامند حقا يكى از بزرگترين و نامىترين پادشاه سلسله ساسانى مىباشد . او خيلى طرف مهر و علاقهء پدرش قباد بود و بيش از همهء فرزندانش ويرا دوست ميداشت ، چه تولد او در نيشاپور با مرگ ولاگاس يعنى بلاش اول و بر طرف شدن جنگ خانگى تصادف كرده و اين تصادف را او بفال نيك گرفته و طالع ويرا ميمون دانست . كاازس ( كيوس ) پسر ارشد قباد چون سلطنت را حق خود ميدانست بعد از مرگ پدر خود را پادشاه اعلام نمود ، ليكن مه‌بود « 1 » وزير اعظم وصيت‌نامهء قباد را كه باسم نوشيروان بود بيرون آورد و به استناد آن او خود را شاهنشاه خواند . گرچه يك دستهء قوى وجود داشت كه طرفدار سلطنت زامس پسر دوم قباد بوده ليكن بواسطهء

--> ( 1 ) - Mehbud .