سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

591

تاريخ ايران ( فارسى )

عقب نشستند . موسى خورن « 1 » ( نويسندهء ارمنى ) ذكر مىكند كه بهرام خود بشخصه مدت سى روز تئودوزيوپوليس ( ارزروم حاليه ) را كه از ولايات ارمنستان روم بود در محاصره داشته است و مطابق بيان نويسندهء بالا ايرانيان از مدافعات سخت اسقف شهر و مجاهدات شديد او صدمه و آسيب ديده دست از محاصره كشيدند ، اين مرد نه فقط مدافعين را تقويت و تشجيع نموده بلكه منجنيق بزرگى تعبيه كرد و يكنفر از شاهزادگان جنگى ايران را بقتل رسانيد . بهرام با سردار رومى قرار گذاشت كه هركدام پهلوانى از خود بميدان بفرستد تا تن‌بتن باهم نبرد كنند ( و پهلوان هرطرف كه كشته شد آنطرف مغلوب شناخته شود ) از طرف روميها يكنفر گوت موسوم به آريوبندوس « 2 » انتخاب شده و نامبرده بر حريف ايرانى خود فايق آمده و او را بقتل رسانيد و بهرام نيز قرارداد مزبور را پذيرفته عقب نشست . در اين اثناء اردابوريوس در بين النهرين تمامى سپاه ايران را كه گرفتار دامى كرده بود نابود ساخت . اعراب متفق ايرانيان نيز تلفات و خسارات زيادى ديدند و بالنتيجه بهرام حاضر براى صلح گرديد و فرستادهء رومى را بحضور پذيرفت . در اينموقع نيروى جاويد يا فوج روئين‌تن مغرور به التماس اجازه خواستند كه براى آخرين بار بروميان حمله ببرند و اميد داشتند كه در اثناء مذاكرهء صلح روميان را از پاى درآورند ، چنانچه در ابتدا موفقيتى هم حاصل نمودند اما به زودى سپاهيان تازه‌نفسى بكمك نيروى روم رسيده سپاه جاويد را تا آخرين تن نابود ساختند . صلح با روم 422 ميلادى شرايط اين عهد صلح كه در 422 ميلادى انعقاد يافت در دست نيست ولى تصور ميرود كه نه‌تنها به مسيحيان در پناهنده شدن بروم اجازه داده شد بلكه بهرام هم موافقت كرد كه از شكنجه و عذاب مسيحيان دست بردارد . از طرف ديگر زردشتيان نيز از اذيت و آزار روميان ايمن گرديدند . گيبون راجع به اين جنگ مينويسد كه اسقف آمد تمام ظروف ( طلا و نقره ) كليساهاى حوزهء خودش را آب كرده

--> ( 1 ) - چون اميانوس مارسيلونوس كتاب ذيقيمت خود را تا سال 378 ميلادى سال جنك ادرنه ، ختم كرده ناچار در بيان وقايع ايندوره از منابعى استفاده شده كه اعتبار آنها در درجهء پائين است ( مؤلف ) . ( 2 ) - Areobindus .