سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

569

تاريخ ايران ( فارسى )

بواسطهء طغيان بهارى غيرقابل عبور مىباشد و لذا نقشه‌اش را تغيير داده بالاخره به سمت شمال شرقى ، آنطرف مونس ماسيوس « 1 » متوجه گرديد و در نزديك آمد يا ديار بكر حاليه فتحى نموده ولى بعد ، از مقصود اصلى خود منصرف شده در صدد محاصره و تصرف دژ مهم آنجا برآمد . آمد داراى مستحكمات عالى طبيعى واقع در ساحل راست دجله بود و بالغ بر هشت هزار تن هم نيرو داشت . شاپور در ابتدا اميد داشت كه سكنهء شهر را با القاء رعب و هراس به اطاعت بياورد ولى از آن نتيجه‌اى نگرفت و بعد كوشش نمود كه با حمله و يورش آن قلعهء مستحكم را بگيرد ، اينهم بيثمر و منتهى بمرگ پسر پادشاه هياطله گرديد ، اين‌جا ناچار شهر را با قاعده حصار داده و بعمليات محاصره پرداخت و پس از دفاع دليرانه‌اى از طرف محصورين كه مورخ رومى در آن شركت داشت اتفاق افتاد يكى از ستونهاى داخلى محصورين خراب شده توده‌هاى خاك و مصالح آن ، خندق را پر كرده راهى از خارج به داخل پيدا شد و لشكريان ايران فورا آنجا را به تصرف درآوردند ، در اين‌جا مجاهدات و كوشش‌هاى پادگان‌ها بهدر رفته ديگر نتوانستند از دشمن جلوگيرى كنند . شاپور به قهر و غلبه وارد شهر گرديد و بواسطهء تلفات زيادى كه داده بود از جا دررفته حكم قتل‌عام داد ، افسران رومى كه دستگير شدند مصلوب و يا باسيرى و بردگى دچار گرديدند . شاپور بعد از گرفتن آمد براى اينكه زمستان در پيش بود مراجعت نمود . در بهار آينده او دژ سنجار را به آسانى تصرف كرد و از محاصرهء نصيبين صرفنظر نموده به طرف شمال رفت ، او بيزابد را حصار داده و به تصرف درآورد ، نظير ديار بكر آنجا هم پايدارى سختى از خود نشان داده ولى نتيجه جز تسليم و دستخوش قتل‌عام شدن چيز ديگرى نبود ، شاپور خط سيرش را ادامه داده متوجه ويرتا « 2 » گرديد و آن دژ را مدتى محاصره كرد . محل و موقع اين دژ امروزه كاملا معلوم نيست ولى مطابق بيان بعضى نويسندگان بايستى كه در منتهى اليه بين النهرين باشد . هرچند كه او در آخر بدون موفقيت و كاميابى از جلو ديوار آن عقب كشيد .

--> ( 1 ) - Mons Masius . ( 2 ) - Virta