سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
555
تاريخ ايران ( فارسى )
مينويسند چنان جبارى و سفاكى نمود كه توطئهاى براى قتل او چيده شده ولى مؤبد مؤبدان وسط افتاده بالاخره آتش فتنه را فرونشاند . بهرام نيز در مقابل به خطاياى خويش معترف گرديده تا پايان عمر بعدلوداد رفتار كرد . اين پادشاه با سكاهاى سيستان جنگيده و آنان را تحت اطاعت درآورد ، همينطور در ولايات دوردست مشرق مشغول پيشرفت بود كه ناگهان ولايات غربى مملكت معرض خطر سخت واقع شده ناچار توجه خود را بدان طرف معطوف داشت . حمله و جنك كاروس 283 ميلادى نيروى نظامى روم كه اورليان روح تازه و باعظمتى به آن بخشيده بود اساسا خسارت و آسيبى نديده بود كه اينوقت يعنى هشت سال بعد كاروس مصمم گشت كه نقشهء سوق الجيشى آن سرباز بزرگ را خود به عهده بگيرد . او قواى خود را كه بهر نوع مشقت و سختى در جنگ با سامارتها و اراضى بىآب و علف تربيت كرده بود بمرز ايران سوق داد و در آنجا بر بالاى تپهاى اردو زده ثروتخيزى جلگهها را كه تا جنوب شرقى كشيده شده بود به آنها نشان داد كه در صورت ظفر همه را متصرف خواهند شد . پادشاه ايران كه نيروى وى صدها ميل از مرز دورافتاده بود مصلحت در مذاكرهء صلح دانسته هيئتى بسفارت بنزد امپراطور فرستاد . اين سفرا در عوض اينكه ببارگاه امپراطورى رهنمائى شوند كه با شكوه و جلالى بر تخت نشسته افسران ارشد اطرافش را گرفته باشند بحضور پيرمردى معرفى شدند كه بر زمين نشسته غذائى مركب از يك قطعه گوشت خوك نمكسوز خشك شده و چند دانه نخود سفت جلو او گذاشته شده و داشت آن را با كمال اشتها مىخورد و اين همان كاروس بود كه فقط به جبهء ارغوانى كه بر تن داشته ميشد ويرا بجا آورد و شناخت كه امپراطور است ، كاروس بدون اينكه فرصتى براى تعارفات معموله باقى بگذارد كلاه خود را كه براى پوشانيدن سر بىموى خويش بر سر ميگذاشت از سر برداشته قسم ياد كرد كه هرگاه شاهنشاه ايران تسليم نشود او سريعا ايران را مانند سر خودش صاف و از اشجار عارى و برهنه خواهد نمود . . . اتفاقا كاروس آنچه گفته بود به عمل آورد . آرى او تمام مقاومتها را درهم شكست و اراضى بين النهرين را به تصرف