سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

537

تاريخ ايران ( فارسى )

و هوش غريبى هم دارا بود . او وقتى كه از بسيج ايرانيان باخبر شد باهميت موقع پى برده دانست كه جمع‌آورى سپاه مدتى وقت لازم دارد و لذا نامه‌اى بنزد اردشير فرستاد و او را در اين نامه نصيحت نمود كه بحفظ و ادارهء ممالك مفتوحهء خود مصروف شده كارى نكند كه موجب انقلاب و آشوب آسيا گردد . بعلاوه نوشت كه اين كار براى او خالى از خطر نخواهد بود كه فقط به استظهار يك اميد واهى وارد در جنگى بزرگ گردد كه بر او معلوم خواهد داشت كه مصاف با روم غير از مصاف با عشائر وحشى مانند عشائر خودش مىباشد و اين را هم اضافه نمود كه لازم است او فتوحات اگوست تراژان ، سپتميوس سوروس « 1 » را بخاطر آورده و از آن تنبه حاصل كند . اردشير در جواب اين نامه هيئت مخصوصى مركب از چهارصد تن ايرانى را كه از حيث قامت و صورت و لباس‌هاى فاخر و اسلحه و يراق اسب و ساير اسباب تجمل ممتاز بودند برگزيده بسفارت نزد امپراطور فرستاد . سفراى مزبور پيغام پادشاه خود را با طرز جسورانه و بىباكانه‌اى كه موجب اشتعال غضب بود تبليغ نمودند و از امپراطور جدا خواستند كه بايد شام و باقى متصرفات خود را در آسيا تخليه نموده و ايرانيان را به حال خود واگذارد كه كشورهاى موروثى خودشان را در دست داشته باشند و امپراطور روم به همان قسمت اروپا كه بلامعارض است قناعت نمايد . نمايندگان ايران در اين پيغام بدرجه‌اى جسارت و بىنزاكتى بخرج دادند كه با اينكه سفير نوعا محترم شمرده شده و مسئوليتى متوجه وى نميگردد معذلك امپراطور حكم كرد كه آنها را گرفته مانند اسراى جنگ توقيف نمودند و خود در اين بين بتهيهء وسائل جنگى كه وقوع آن نزديك بود مشغول گرديد . چنان كه در پائيز سال 231 ميلادى نيروى مهيبى در انطاكيه جمع نمود ، در اينجا روميان نقشه‌اى كه بخاطرشان رسيد اين بود كه لشكر را بسه قسمت تقسيم كردند . يك قسمت آن‌كه مخصوص شمال بود فرستاده شد كه بهمراهى خسرو پادشاه ارمنستان بماد آتروپاتن حمله ببرد . بقسمت جنوبى امر شد كه ايران بخصوص يا چنان كه قويا محتمل است سوزيانا را تهديد نمايد و اما قسمت سوم دستور داشت كه در ركاب امپراطور به منظور

--> ( 1 ) - Septimius Severus .