سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
538
تاريخ ايران ( فارسى )
حمله بقلب كشور مشغول عمليات باشد . اين نقشهء غيرعملى جنگ كه لشكر را بسه قسمت جداگانه تقسيم نمودن كه هيچيك نتواند موقع لزوم كمك قابلى به ديگرى بدهد در واقع مقدمه براى شكست و مغلوبيت بوده است ، بالجمله لشكر شمالى كه به ماد آتروپاتن حمله بردند بواسطهء نبودن قواى ماد كاميابى حاصل نمودند ولى در برگشت خسارت خيلى سخت ديده و كارى هم كه مهم باشد از پيش نبردند . اما اردشير لشكر خود را عاقلانه جمع كرده به لشكر جنوب كه تنها بود حمله برد و همه را نابود ساخت . سوروس از اين حادثه بخوف و هراس افتاده فرمان عقبنشينى عمومى داد . در اينجا ممكن است اين خيال پيدا شود كه پس از اين فتح قاعدة بايد اردشير به شام حمله برده باشد ليكن چون در حقيقت مقصود ايرانيان در اين جنگ تصرف ارمنستان بود لذا اردشير با كمال حزم و احتياط به همين فتح قناعت نموده و ظاهرا در سال 232 ميلادى عهد صلحى فيما بين منعقد گرديد . در خاتمه بايد دانست كه ارمنستان در سلطنت ساسانيان همان سرنوشت را پيدا نمود كه در دورهء اشكانيان دارا بوده است يعنى ما به النزاع دو امپراطورى روم و ايران واقع شده بود جنگ اردشير با ارمنستان پس از عقبنشينى روميان ارمنستان با منابع و قواى شخصى براى مقابلهء با لشكر ايران باقى ماند و اين سلطنت كوهستانى بجنگ برخاست باستظهار اينكه اغلب لشكر ايران سواره بودند ، راستى خسرو پادشاه ارمنستان بقدرى خوب از عهدهء دفاع برآمد كه اردشير از فتح آن مأيوس گرديد ، او قول داد كه هركس اين دشمنش را از ميان بردارد اين دومين مقر سلطنت يعنى ارمنستان از آن او باشد . در اينجا يكى از نجباى ايران كه خون ارساسى ( اشكانى ) در رگهاى او جارى بود اين خدمت را به عهده گرفته و حاضر شد كه خسرو را بقتل برساند ، وى براى جلب اطمينان طرف مقابل خود را مانند يكنفر فرارى كه در تلاش مأمن و پناهگاهى است از اردو بيرون رفت ، اردشير هم براى تثبيت اين امر جمعى را براى دستگيرى او از عقب روانه نمود . اينمرد بالاخره موفق شده خسرو را بقتل رسانيد ، ولى در هنگام فرار از ارتاكساتادر رود ارس غرق شد و اردشير بدون دادن بهائى به مقصود