سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
536
تاريخ ايران ( فارسى )
به دربار اردشير فرستاده و پيشنهاد اطاعت نمودند . اما حملهء اين پادشاه ساسانى به هند بايد دانست كه آن بطور عموم مسلم نيست ، ليكن از بيان اسميت « 1 » ظاهر « 2 » مىشود كه آمدن سفراى مذكور ناشى از اينجا بوده است كه اردشير به هند حمله برده بود ، چنان كه از تاريخ فرشته برميآيد او به هند حملهور شده و تا نزديك سرهند رسيد ، ليكن پادشاه آنجا درهاى شاهوار ، طلا ، جواهرات ، فيلها بنزد اردشير برسم باج و خراج فرستاد و از اين راه اردشير را واداشت كه بايران مراجعت نمايد . در ثبوت اين مطلب جديدا سكهاى از برنج بدست آمده كه در يكطرف آن علامت پادشاه اخير كوشان و طرف ديگر مانند سكههاى خود اردشير صورت آتشكده ترسيم يافته است و البته اين يكدليل روشنى است كه بانى خاندان ساسانى فقط بايران و چند ايالت مجاور آن قناعت نكرده بلكه براى اينكه قدمبقدم از اجداد بزرگ خود پادشاهان هخامنشى پيروى كرده باشد بهندوستان حمله برده و از پنجاب باج و خراج گرفته است . اردشير و سوروس اسكندر « 3 » 232 - 229 ميلادى اردشير پايهء سلطنت خود را تا اينحد محكم ساخت و اقتدارش را رسانيد به جائى كه يقين كرد ميتواند ضربشستى به امپراطور روم نشان دهد . لذا در سال 228 ميلادى از فرات عبور كرد . اردشير از اين نظر كه بر مثل اردوانى كه لشكر عظيم روم را مجبور ساخت كه بيك صلح غير شرافتمندانهاى تن دردهد غالب آمد اميد واثق داشت كه بر امپراطور روم فائق آمده سپاهيان تازه شكستخوردهء ويرا مغلوب خواهد ساخت . گذشته از هواى كشورستانى و تحصيل نام محتمل است پيشآمد و وضعيات هم ويرا مجبور ساخته باشد كه خود را وارث تاج و تخت هخامنشى اعلام نموده و متصرفات سابق نياكان خود را مطالبه كند . سوروس كه بجاى قيصر نشسته جوانى بود صاحب عزم و اراده ، بعلاوه فطانت
--> ( 1 ) - Vincent Smith . ( 2 ) - « حملهء اردشير بابكان به پنجاب » ف ، ر ، آ ، س شمارهء آپريل 1920 ( مؤلف ) . ( 3 ) - Severus Alexander .