سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

535

تاريخ ايران ( فارسى )

اهميت ميباشند ، بديهى است كه رعاياى آنها اين حق مشروع را طورى استقبال مينمودند كه هيچ غاصبى كه در رگهاى او اين خون مقدس جريان نداشت نميتوانست در مقابل آن كاميابى حاصل كند . اردوان و اردشير تفصيل نزاع و جنگ اردشير دست‌نشانده با اردوان شاهنشاه متبوع خود در دست نيست ، ولى يك حكايت نزديك به عقلى كه از نويسندگان ايران بما رسيده معلوم مىشود كه اردشير پيش از آنكه كارش با اردوان بقتال و جدال بكشد رخصت يافت كه ايالت سرحدى كرمان را بقلمرو خود ضميمه نمايد . ممكن است در اينجا گفته شود كه قلعهء بزرگ كرمان موسوم بقلعهء اردشير و افسانه مشهور « كرم » مربوط به ايالت مزبور باشد . بالجمله اردوان در آخر خشمگين و تهييج شده بفارس حمله برد و با اردشير بناى پيكار را گذاشت . اردشير در يك ميدان هولناكى اردوان را شكست داد ، در صورتى كه تلفات طرفين در اين جنگ خيلى سنگين بوده ولى در ميدان ديگر او به آسانى و بدون دادن تلفات زياد نايل بفتح و ظفر گرديد ، برعكس تلفات و خسارت پارتيها بغايت سخت و سنگين بوده است . جنك هرمز آخرين جنگ اردشير با اردوان در صحراى هرمز سمت شرقى اهواز رويداد ، در اين جنگ پارتيها شكست كامل خورده و خود اردوان هم بقتل رسيد . بطوريكه يكى از مورخين ايران مينويسد يكنفر از دلاوران پارس با شاهنشاه پارتيها تن‌بتن مشغول نبرد گرديد ، در اثناء نبرد حيله كرده رو بفرار نهاد و بعد عنان برگردانده تيرى به طرف اردوان پرتاب كرد كه بقلب وى كارگر گرديد ، اين جنگ آخرين جنگى است كه اساس يك خاندان مجلل و باشكوهى را استوار ساخت كه چهارصد سال در يك ملت مغرور و متكبرى سلطنت نمود ، تا وقتى كه ستارهء اقبال محمد ( ص ) از افق ريگستان عرب طلوع كرده دنيا را زيروزبر نمود . جنگهاى مشرقى اردشير مطابق بيان طبرى پس از تسخير نواحى سرحدى خراسان ، مرو ، بلخ و خيوه ملوك كوشان و توران و مكران سفراى خود را