سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
530
تاريخ ايران ( فارسى )
در اواخر قرن سوم ميلادى مهرپرستى دين خالص ايرانى با مسيحيت كه اصلا از ديانت يهود برخاسته بود ولى از مبادى و اصول ايرانى كه محتمل است سابقا بواسطهء يهود اخذ شده باشد خالى نبود برابر هم و در يك رديف قرار داشتند ، ليكن نظر به بعضى جهات كه عمدهء آن محروميت زنان بوده است از امتيازات آن مذهب و نيز روا داشتن شرك در طريقهء توحيد و بعضى رسوم وحشيانهاى كه در آن داخل شده بود ، مذهب ميترا در مقابل حملات مسيحيت مغلوب شده و پس از يك منازعات سخت و كشمكش مأيوسانهاى معدوم گرديد ، چه بواسطهء اشتراك اين دو مذهب باهم در بسيارى از تعاليم انهدام آن ممكن نبود كه به آسانى صورت گيرد . يكى از يادگارهاى مذهب ميترا كه هنوز هم در ميان مسيحيان باقيمانده روز ولادت حضرت مسيح مىباشد كه آن در اصل روز پيدايش ميترا بوده است . خلاصه سلسلهء پارت ( يا خاندان اشكانى ) نميتواند در اين معنى ادعاى بزرگى كند و بگويد در انعامات گرانبهائى كه ما امروز از آنها متمتعيم سهمى داشته و چيزى بجهان بخشيده است ، برعكس در دوره هاى تاريخى نيست سلسلهاى كه تا اين اندازه فاقد آثار بوده يا كمتر ارث براى اعقاب گذاشته باشد ، ليكن در مردى و مردانگى الحق خاندان مزبور همه نوع قابل تحسين و تمجيد مىباشد ، براى اينكه در مدت قريب به پانصد سال سلطنت در يك خاندانى بوده است كه فقط چند تن از آنها سستوزن طبيعت و يا تحت نفوذ خواجهسرايان بودهاند كه گيبن مورخ شهير آنان را جزو حشرات موذى شرق بشمار آورده است و از اينرو پادشاهان پارت را با بعض از پادشاهان بزرگ اخير هخامنش و نيز با بعضى امپراطوران روم به خوبى ميتوان همپايه دانست ، بواسطهء نبودن تشكيلات و فقدان تعليم و تربيت كه خود نقص بزرگ پارتيها بود امور كشور بر پايهء محكم و ثابتى برقرار نبود و از اينرو آنها را بتركان عثمانى تشبيه كردهاند كه در رشادت و شجاعت كامل برعكس در فنون متعلقهء به صلح و آرامش ناقص ميباشند .