سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
531
تاريخ ايران ( فارسى )
اردشير اول فصل سى و پنجم طلوع سلسلهء ساسانى بدستور گفت آنزمان اردوان * كه اين غرم با وى چرا شد روان چنين داد پاسخ كه اين فر اوست * به شاهى ز نيكاخترى پر اوست ( فردوسى ) نسبت شاهان ساسانى سلاطين ساسانى شكوه و جلال سلطنت هخامنشى را تجديد نموده و يك فصل برجسته و درخشانى را بر تاريخ ايران افزودند . ايرانيان اين سلسله را نه فقط براى عظمت و اقتدارشان بلكه از اين جهت هم كه ايران را كه يكى از ايالات شاه شاهان اشكانى را تشكيل ميداد استقلال تام بخشيدند تجليل و احترام مينمايند . مورخين اروپائى دورهء ساسانى را بدينواسطه مهم ميدانند كه وقايع تاريخى ايران در اين دوره بجاى افسانه صورت تاريخى به خود ميگيرد ، هرچند اينجا هم ميتوان گفت كه اصل و منشاء اين خاندان پشت پردهء افسانههاى قديم مخفى و مستور است . مرگ رستم كه در فصل دوازدهم سمت ذكر يافت بايد آن را خاتمهء عصر پهلوانى ايران دانست . اسفنديار كه رستم او را در آخرين پيكار مهم خود بقتل رسانيد پسرى از خود گذاشت كه نامش بهمن بوده است ، وى بعينه همان اردشير است كه در تاريخ به اردشير درازدست معروف مىباشد و بدينطريق اين پادشاه اخير هخامنشى در تاريخ چنان كه مورخين ايران نوشتهاند از پادشاهان بزرگ تاريخى محسوب مىشود و سلسلهء