سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
485
تاريخ ايران ( فارسى )
نتايج اين جنگ به ظاهر گمنام در درجهء اول اهميت بودهاند چه تا آنوقت پارتيها سرايالات آسيائى روم با آن دولت مهياى جنگ بوده و چندين بار هم به آن نواحى هجوم برده و تا اندازهاى هم راتق و فاتق بودهاند اما بعد از اين جنگ از حمله و هجوم دستكشيده از آن پس بحفظ مرزهاى خود قناعت مينمودند ، فقط ارمنستان كه در منطقهء نفوذ آنها واقع شده مستثنى بوده است . مرگ ارد - 37 قبل از ميلاد تقريبا مرگ پاكروس صدمهء بسيار سختى به ارد وارد آورد . اين پادشاه پير بعد از اين دست از سلطنت كشيده و پسر بزرگش فرهاد چهارم را بجاى خود بر تخت نشانيد . سكهء پادشاه نامبرده اول سكهايست كه داراى تاريخ است . او اول كارى كه كرد اين بود كه برادرانش را بقتل رسانيد . پدرش وقتى كه اين خبر را شنيد او را سخت ملامت كرده درنتيجه ويرا نيز به فرزندانش ملحق ساخت ، بدينطريق سلطنت باشكوه و طولانى اين پادشاه كه شهرت پارت را به جائى رسانيد كه شنيدن اسمش اهالى روم را بخوف و وحشت ميانداخت به آخر رسيد ، اين مرد شايد در عداد رجال بزرگ نبوده است و غلبهء قاهرانهاش بر كراسوس مرهون كفايت و لياقت سورنا سپهسالار پارت بود . معهذا چون عظمت و قدرت كشور خود را بپايهاى رسانيد كه با روم همدوش و در يك رديف قرار گرفت سزاوار تعريف و تمجيد است . عزيمت انطونى « 1 » بجنگ پارت ، 36 قبل از ميلاد فرهاد چهارم پس از كشتن پدر و برادران خود شروع بسلطنتى مخوف و دهشتاك نموده و بسيارى از اعاظم و رجال دربار از او رميده و ترك وطن گفتند و بهر طرفى كه ميتوانستند فرار كردند ، از جمله شخصى موسوم به مونهزس از سركردگان نامى و معروف پاكروس بود . اين شخص بنزد آنطونى رفته و او را آگاه كرد كه براى حملهء بپارت موقع مناسب است . فرهاد از اين قضيه مضطرب گشته مونهزس « 2 » را استمالت نمود و بنزد خويش طلبيد .
--> ( 1 ) - Antony ( 2 ) - Monaeses