سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
469
تاريخ ايران ( فارسى )
در تصرف مهرداد بود مسخر سازد بسوريه مراجعت كرد و فصل پائيز و زمستان 54 قبل از ميلاد را در آنجا بسر برده از تاراج معابد و اخذ باج و خراج خزانهء خود را مملو و گرانبار نمود . طرح حملهء به پارت 53 پيش از ميلاد در بهار 53 قبل از ميلاد كراسوس عازم جنگى گرديد كه از مدتى ورد زبانش بوده و از آن صحبت ميكرد . ارتاوسدس پادشاه ارمنستان بدوا ويرا ملاقات كرد و قول داد كه شانزده هزار سوار و سى هزار پياده بكمك او بفرستد ولى ضمنا نصيحت داد و گفت خط حركت را از خاك ارمنستان كه دوست شما است قرار دهيد كه آن چون كوهستان است براى عمليات پيادهنظام رومى مساعد مىباشد بر خلاف سواران پارتى كه آزادى عمليات نخواهند داشت ، ليكن كراسوس گوش باينحرف نداد و جلگههاى بين النهرين را بواسطهء شناسائى و بلديتى كه از سابق نسبت به آن داشت و ديگر عدهاى از روميها را در آنحدود پادگان گذاشته بود اختيار نمود و بالاخره سپاهيانش را از همين راه به حركت درآورد . ارد كاملا متوجه به اين امر بود كه كشورش در معرض هجوم و مخاطرهء دشمن است ولى چون از وضع اخلاق كراسوس اطلاع كامل داشت چندان خائف نبود . او در بهار همين سال هيئتى بسفارت نزد كراسوس فرستاد كه اين پيغام خشمآور را به او برساند كه « اگر اين جنگ از طرف مردمان روم بوده ( و آنها خواستهاند با پادشاه پارت بجنگند ) البته او ( پادشاه ) اعلان جنگ ميداد و هيچ ترس و بيمى از بدترين عواقب آن نداشت ولى اگر كراسوس فقط براى منافع شخصى خود ميخواهد به خاك او تجاوز كند حاضر است بسفاهت او رحم آورده اسراى رومى را آزاد كرده بنزد او بفرستد » . كراسوس گفت جواب اين پيغام را در سلوكيه خواهم داد . از اين سخن سفير پارت خنديده دست خود را به طرف او دراز نموده گفت اگر از كف دست من ممكن است مو برويد شما هم رنگ سلوكيه را خواهيد ديد . بالاخره كراسوس دست باينكار خطير زده از فرات عبور نمود و با هفت لژيون ( فوج رومى ) و در حدود چهار هزار تن سواره و همانقدر هم سپاهيان سبك اسلحه از