سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

464

تاريخ ايران ( فارسى )

شدن به پادشاه پير يعنى مهرداد بود و پس از آنكه دانست نميتواند به او برسد و نيز يقين كرد كه از اين ببعد براى پنت از ناحيهء او خطر و آسيبى نخواهد بود بوادى غور برگشته و آنجا را تحت اطاعت درآورد و بنا بگفتهء پلوتارك مورخ مقصود عمدهء پمپى از اين مسافرت رسيدن بسواحل بحر خزر بود و تا سه منزل هم به دريا مانده طى طريق نمود ولى از انجا بواسطهء كثرت مارهاى زهردار مجبور به مراجعت گرديد . بهرحال پمپى داخل نواحى و نقاطى گرديد كه اسكندر كبير بدانجاها قدم ننهاده بود . پس از مراجعت از اين نواحى به ارمنستان صغير رفته و در آنجا از پادشاهان ماد و سوزيانا نامه‌هائى بوى رسيد . پمپى و فرهاد سوم پادشاه پارت پمپى از اينرو كه يكنفر دپيلومات قابلى بود بعد از ورود به آسيا با دربار فرهاد سوم فرزند سناتروك « 1 » وارد مذاكره شد كه اگر فرهاد در جنك با ارمنستان با وى همراهى كرد ولايت كردون و اديابن « 2 » را كه تيگران گرفته بود بدولت پارت برگرداند . اين شرط مورد قبول واقع شده و اتفاقا فرزند ارشد تيگران با جمعى از پيروان و طرفداران خود آنوقت در دربار پارت بود براى فرهاد سوم ايفاء و اجراى آنچه را كه قول داده بود مشكل نبود و لذا با سپاه نيرومندى بهمراهى شاهزادهء فرارى به ارمنستان هجوم برده و تيگران را از پايتخت وى ارتاكزا تا به كوهستان راند و بعد بتصور اينكه جنك را بانتها رسانيده اتمام محاصرهء ارتاكزاتا را بعهدهء شاهزادهء ارمنى گذاشته و خود به پارت برگشت ، ليكن بعد از حركت پادشاه پارت تيگران يك دفعه بر سر لشكرى كه حصار داده بودند فرود آمده و همه را از آن كشور بيرون كرد ، بعد از اين واقعه پمپى بطوريكه در بالا ذكر شد در اين صحن نمايش ظاهر شده و شرايط صلح را املاء كرد . فرهاد كه آديابن را قبلا مسترد داشته بود به اشغال كردون پرداخت ، ليكن افرانيوس « 3 » نمايندهء پمپى پارتيها را بيرون كرده و آن ولايت مورد نزاع را به ارمنستان واگذاشت . اين عهدشكنى كه كار پستى بود و نيز امتناع اهانت‌آميز پمپى از اينكه فرهاد را

--> ( 1 ) - Sinatruces . ( 2 ) - Adiaben . ( 3 ) - Afranius .