سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
463
تاريخ ايران ( فارسى )
متصرفهء خود بضميمهء كليكيه و فونيسيه « 1 » و مخصوصا سوريه دستبردار شده و همه را واگذاشت و در حقيقت مستملكات و قلمروهاى وى بدولت و كشور اصلى تقليل يافته و او پادشاه تابع روم گرديد . ليكن تيگران جوان از روى نادانى از اين فرمانروائى يعنى حكمرانى در يك ولايت استنكاف نمود و بدين جرم محبوس شده و با زوجهاش اسباب رونق و شكوه جشن پيروزى فاتح گرديد . كمتر افسرى تا آنوقت بخوشاقبالى پمپى در اين جنك بوده است . در مورد مهرداد شما ملاحظه كنيد ضربتهاى مهلكى كه لوكولوس به آن پادشاه وارد ساخت فقط تمرد و عصيان لشكر اينمرد را از نيل به افتخار فتح قطعى بازداشت ، بر خلاف پمپى كه فقط با يك جنك توانست او را رانده و تقريبا مانند يكنفر فرارى از آسيا خارج سازد و ديگر در ارمنستان بدون هيچ جنك و خونريزى و تا يك اندازه بايد گفت درنتيجهء خوف و رعبى كه از لوكولوس به تيگران دست داده بود شرايط صلح را به او ديكته كرد . او بدين وسيله نه فقط بعضى ثروتخيزترين و از نظر سوق الجيشى مهمترين ولايات شرق نزديك را ضميمه كرد بلكه مبالغ هنگفتى هم نقد دريافت داشت كه توانست انعاماتى به لشكريان خود بدهد و همه را از خود راضى و خوشنود دارد . بايد دانست كه پمپى براى اين خوشاقبالى شايستگى هم داشت ، او يك بهادر كشورى يا دربار « 2 » نبود و از اينرو هم فتح و ظفر به پشتكار و مردى او ضعف و فتورى وارد نياورد . بعد از مطيع ساختن تيگران بوادى غور « 3 » يا قور شتافته و طوائف آلبانى را مقهور ساخت ، از محل قشنگ خوشنمائى كه امروز معبر خطآهنى است كه باطوم را به بادكوبه وصل ميسازد گذشته بدرهء فازيس داخل گرديد و از آنجا به طرف درياى سياه فرود آمده ناوگان خود را ديدار و معاينه نمود . غرض از طى اين مسافت ، نزديك
--> ( 1 ) - Phoenicia . ( 2 ) - مقصود از بها در دربار بهادريست كه روى مراحم و الطاف شاه و دربار اين لقب به او اعطاء شده باشد نه روى لياقت نظامى و هنرهاى جنگى . ( مترجم ) ( 3 ) - Kur .