سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

444

تاريخ ايران ( فارسى )

در 130 قبل از ميلاد كه دولتش نضج و قوامى گرفت مهيا گرديد كه با فرهاد پسر و جانشين مهرداد دست‌وپنجه نرم كند و بدينمنظور لشكرى زياد فراهم آورد كه دستجات يهود هم تحت سركردگى ژان هيركانوس « 1 » نوهء مكابى « 2 » اول در آن داخل بودند . عدهء همراهان و اعضاء و اجزاء اين اردو همچو معلوم مىشود كه از حد افزون بوده است و همين كثرت عده و زيادتى جمعيت هم ظن قوى ميرود كه سبب شكست وى گرديد . در بين - النهرين مانند برادرش مورد پذيرائى گرم اهالى واقع گرديد و جمع كثيرى زير پرچم او در اين‌جا جمع شدند . در سه جنگ بر دشمن غالب آمده بعلاوه بابل و ماد را نيز در تحت استيلاى خود درآورد . پارتيها در جلو او به دژها و استحكاماتى كه در ميهن خود داشتند عقب نشستند و چنين معلوم ميشد كه با جد بزرگش آنتيوخوس و مثل او در نصيبه‌اى كه داشت شريك بوده نايل بفتوحات نمايان خواهد گرديد ليكن در اثناء زمستان و هنگام شدت سرما قشونش منحل شده و بشهرهاى اطراف پراكنده گرديد و هرقسمتى در يك‌جا سكنى گزيد . اهالى اين شهرها از سوء رفتار ايشان و شايد بيشتر از زيادتى جمعيت اين اردو ( كه مردم مجبور بودند خواربار آنها را بدهند ) بستوه آمده حتى نفرتى در آنها توليد شده ( و طبعا طرفدار اشكانيها گرديدند ) . مخصوصا يكى از سرداران او از تعديات و تحميلات زياد بر مردم و گرفتن عوارض ناروا نام خود را ننگين و ببدى معروف ساخت . پادشاه پارت در اينموقع از در صلح داخل شده اما شرايط آن از طرف فاتح غالب چنان سنگين بود كه قابل‌قبول نبود چه از جملهء اين شرايط يكى اين بود كه فرهاد فقط بايالت پارت قناعت نموده از باقى ممالكى كه از سلوكىها گرفته دست بر دارد و ديگر مبلغى بعنوان باج و خراج بپردازد و نيز دمتريوس محبوس را تسليم دارد . فرهاد در اين‌جا آخرين تدبيرش را به كار برد ، يعنى دمتريوس را كه براى چنين روزى در حبس نگاهداشته بود آزاد كرده با يك عده سوار بسوريه روانه داشت كه براى آنتيوخوس در آنجا مشكلاتى فراهم كند ليكن از خطائى كه بعد از حريفش سر زد معلوم شد كه اين كار چندان ضرورتى نداشت زيرا بر اثر تحريكاتى كه شده بود

--> ( 1 ) - John Hyrcanus . ( 2 ) - Maccabee .