سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
420
تاريخ ايران ( فارسى )
نشسته بود در كنار رود تجن جنگ را آماده گردانيد ، آنتيوخوس در يك جنگ سواره رشادتى از خود بروز داده و شكستى بلشكر مخالف وارد ساخته كه بپاىتخت گريخته و در آنجا محصور شدند ، پس از مدتى محاصره كه نتيجهاى حاصل نشد ، بالاخره مزاوجتى در ميانه واقع و كار به صلح ختم گرديد ، پس آنتيوخوس باز هم از راهى كه اسكندر پيموده بود از كوهستان هندوكش عبور نموده از درهء كابل باسكندريهء اپود كوكازم « 1 » رسيده و از تنگهء خيبر گذشت و داخل پنجاب گرديد ، جانشين اسوكه يعنى پادشاه آنجا صلح را بمبلغى نقد و يك عده فيل از او بخريد و پادشاه سلوكى پس از قدرى تاخت وتاز در آنحدود دنبالهء رود سند را گرفته بسيستان آمد و از آنجا از همان راهى كه يكصد سال قبل كراتروس « 2 » طى كرده بود از لوت گذشته به نرما شير وارد شد ، زمستان را در كرمان و شايد در همان محلى كه اسكندر توقف نموده بود بسر برد و بعد سفرى به گرا « 3 » ( القطيف كنونى ) كنار خليج فارس و سلوكيه كنار دجله نمود و از اين ، مسافرت جنگى طولانى خود را خاتمه داد ، او در اين سفر بر بسط اعتبار و نفوذ خاندان خويش افزوده و مصالح و منافع آن را تعديل و تأمين نمود . نخستين ارتباط بين ايران و روم در تاريخ ايران از ارتباطات اوليهء بين يونان و روم صحبت داشتن اگرچه مختصر هم باشد ممكن است چنين به نظر بيايد كه ما از موضوع به كلى دور رفتهايم ، ليكن مقدر بوده است كه دولت اخير الذكر در تاريخ امپراطورى ايران نفوذى بسزا پيدا كرده تا اين حد كه اگر از بيان موضوع فوق به كلى صرفنظر نمائيم ممكن نيست مسائل مهمهء متراكمه را بهم مربوط ساخت . اين مسئله مسلم است كه اگر از روم مستقيما سفيرى بحضور اسكندر كبير فرستاده نشده باشد ، از ساير كشورهاى ايطاليا سفرائى در بابل بدربار آن پادشاه حضور بهمرسانيدهاند و يحتمل كه خيال ضميمه نمودن ايتاليا و كار تاج بكشورهاى مفتوحه در ضمير آن فاتح بزرگ بوده است ، در جنگهائى كه ما بين جانشينان اسكندر براى
--> ( 1 ) - Apud Caucasum . ( 2 ) - Craterus . ( 3 ) - Gerrha .