سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

415

تاريخ ايران ( فارسى )

او در انسيرا يحتمل باعث صدمهء بزرگى براى او شده باشد ، بهرحال اين سوانح و پيش آمدها سبب خوشبختى تيرداد گرديده و بلامانع هيركانيا را ضميمهء متصرفات خود گردانيد . اشك دوم و سلكوس دوم سلكوس دوم كه در حوادث و انقلابات جرئتى سزاوار تحسين داشت با برادر خود صلح كرده و بدين عزم كه ممالك از دست رفتهء خود را در مشرق دوباره به تصرف درآورد با لشكر بسيار به طرف ماد روانه گرديد ، راجع به اين جنك و تفصيل كشمكشها و تصادفات مربوطه شرحى ذكر شده ولى آنچه مسلم مىباشد اينست كه تيرداد در اول وهله از ميدان فرار كرده بنواحى ما بين سيحون و جيحون رفت و قبايل اسپاسياكا از او پذيرائى نموده و باز مراجعت كرد و معلوم نيست كه جنك قاطعى با سلوكوس نموده باشد ولى خلاصه اين است كه اين پادشاه بدبخت بىنيل بمرام بممالك مغربى خود مراجعت كرد و پارتيها مجددا در قلمرو خود مستقر شدند و بيادگار اين فتحى كه ادعا ميكردند عيدى گرفتند كه تا چند نسل در ميان ايشان برقرار بود و اين نزديك بعقل است كه تيرداد شكستى به لشكر سلكوس وارد كرده اما آن شكست آنقدر سخت نبود كه به اصل هيئت سپاه صدمه‌اى وارد سازد . دارا پايتخت جديد پارتيها تيرداد پس از شكست و كناره‌گيرى كاللى نيكوس بقيهء سنوات عمرش را در ترتيب و تمشيت ايالات مفتوحهء خود صرف كرد و شهرهاى پارت را مستحكم نمود و محلى را براى پايتخت جديدى انتخاب و آن را در ناحيهء آپاورتن يا آپاوارتا « 1 » بنا نمود . اين شهر را از هرطرف كوههائى داراى شيب‌هاى تند در احاطه داشت و نيز داراى جلگهء حاصلخيزى از اطراف بوده و جنگلى انبوه با نهرهاى جارى و اراضى با ثروت و شكارگاههاى بسيار به آن نزديك بوده است ، تيرداد اسم آن را دارا نهاد و داريوم هم خوانده شده است ، محل اين شهر هنوز معين نيست ولى

--> ( 1 ) - برنهوفر ( Brunnhofer ) اپاورتا را همان بوارد ( Bavard ) دانسته است و اگر چنين باشد ميتوان آن را حمل بكلات نادرى نمود ، زيرا كه آن نزديك ابيورد دو شاخ كنونى مىباشد ، ليكن من تصور نميكنم كه پارتيها قلمرويشان آنوقت در طرف مشرق آنقدر وسعت پيدا نموده كه پايتخت خودشان را در اين ناحيه قرار داده باشند بعلاوه در اين ناحيه جنگل درستى هم وجود نداشته است ( مؤلف ) .