سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

416

تاريخ ايران ( فارسى )

ظن قوى اينست كه در درهء گرگان بوده ، چه به نظر من مزاياى مذكوره از قبيل جنگل و آب و غيره غير از آنجا در جاهاى ديگر وجود ندارد ، نگارنده در اثناى مسافرت 1912 در آن صفحات بكوهى مرتفع برخوردم كه شكلا شبيه بجبل الطارق و اسمش كله‌ماران است ، اين كوه بفاصلهء پنجاه ميل از مشرق استرآباد در درهء گرگان واقع و خرابه‌هاى بسيار در آن ديده مىشود كه كاشف از محل مزبور است . بارى پس از چندى دارا براى پايتخت مناسب واقع نگرديده و شايد بواسطهء كمى آب بوده است ، چنان كه در ايام مسافرت من نيز همينطور واقع شد . يعنى آب كم بود و لذا به هيكاتم پيلس برگشته و تا قرن اول ميلادى آنجا پاىتخت بود . اوايل حالات آنتيوخوس بزرك 223 - 213 قبل از ميلاد آنتيوخوس سوم كه جوانى بود بسن هيجده بر خلاف انتظار بتخت سلطنت سلوكى جلوس نمود . اكائوس پسر عم مقتدر او در اينموقع نسبت به او اظهار اطاعت و دولت‌خواهى نمود و هنگام ورودش از بابل بسوريه مقدونيهائى كه در آنجا بودند مقدم او را به خوبى پذيرفتند . او بپاداش اين نيكى آخه‌اوس را نايب السلطنهء آسياى صغير با اختيارات تامه برقرار نمود ، مولون « 1 » استاندار ماد و برادرش الكساندر حكمران پرزيس را در ماوراى مشرق دجله اقتدار تامه داد . بدبختانه اين پادشاه جوان در اينموقع زير نفوذ هرمياس « 2 » وزير كه مردى بود حسود و رشوت‌خوار واقع گرديد و به همين جهت حكمران ماد و پرزيس در 221 قبل از ميلاد ظاهرا براى حفظ خود ولى در حقيقت بواسطهء موفقيت ديودوت و ارشك در مشرق پرچم سركشى بلند كردند ، اپىجنس « 3 » كه سردارى بود باكفايت به آنتيوخوس اصرار كرد كه خود شخصا بجنك ياغيان حركت كند . ولى هيرمياس به اين دليل كه پادشاه بايد در مقابل پادشاه به جنگ رود او را از اين عزيمت مانع آمد و لشكرى تحت فرماندهى سردارى نالايق بدين جنگ فرستاد كه تلفات زيادى داد و مغلوب شد . اين سانحه سبب انتباه آنتيوخوس گرديد . او قبلا براى جنك با مصريان حركت كرده ولى نتوانست از تنگهء ما بين لبنان و ماوراى لبنان حركت كند و بالاخره حاضر شد كه شخصا زمام امور را

--> ( 1 ) - Cuslan . ( 2 ) - Kemias . ( 3 ) - Epigenes .