سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

394

تاريخ ايران ( فارسى )

صلبى و بطنى خود را در حبالهء نكاح داشت واگذار نمود . ليكن پسر بزرگش بطلميوس كرائونوس « 1 » از اين عمل رنجيده‌خاطر شد بدربار ليزيماك روى آورده و در آنجا بمهربانى پذيرفته شد ، ولى در باطن بر ضد آگاتوكل شوهرخواهرش سعايت نموده و بناى اسباب‌چينى را گذاشت و در نزد پدر ويرا متهم ساخته و بكشتن داد ، بعد از آنجا بدربار سلوكس شتافت . چيزى نگذشت كه بيگناهى آگاتوكل مكشوف و باعث نفرت مردم از ليريماك گرديد ، سلوكس موقع را مغتنم شمرده بر او حمله كرد و چون رعاياى ليزيماك همه از او متنفر و بيزار بودند نتيجهء اين جنگ كه ميدانش در آسياى صغير بود درست معلوم نيست در جنگ ديگر كه در كوروس واقع شد و نقطه‌اش بدرستى معلوم نيست ليريماك كشته شد و ازينرو آنچه از دست پرديكاس و آنتيگون رفته بود نصيب سلوكس گرديد . چون او نيز بسن پيرى رسيده كشور وسيعهء خود را بپسرش وا گذاشته عزم كرد بقيهء عمرش را در مقدونيه وطن عزيز خويش بسر برده و بسلطنت آنجا قناعت نمايد . كشته شدن سلوكس نيكاتور 281 قبل از ميلاد ليكن تقدير بر خلاف ميل و آرزوى او بود ، چه وقتى كه بمقدونيه رهسپار شده و از تنگهء داردانل عبور نمود در حالى كه بشنيدن حكايات يكى از معابد قديمه مشغول بود بطلميوس كرائونوس ضربتى به او زده و كارش را تمام كرد و سلوكس‌نيكاتور يا فاتح كه اعظم جانشينان اسكندر بود روز عمرش بدينطريق به آخر رسيد و مرگ او يكفصل از تاريخ را بانتها رسانيد .

--> ( 1 ) - Kerounus