سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
395
تاريخ ايران ( فارسى )
سكهء نقرهء سلوكس سوم ، سوتر ( كوائونوس ) فصل بيست و ششم دولت اسالكه تا ظهور پارتيها لشكر آماده كارزار گرديده ، كوس و ناى رزم بغرش درآمد ، آنها فيلانرا بين فالانژها تقسيم نمودند ، براى هرفيلى يكهزار تن مقرر گرديد كه زره بر تن راست كرده و خود برنجى بر سر داشتند . . . . بقيهء سواران را بين دو جناح لشكر براى هراساندن دشمن و خدمت به فالانژها نگاه داشتند . وقتى كه آفتاب بر سپرهاى برنجى و طلائى لشكر تابيده لمعان آن كوههاى اطراف را روشن ساخته و مثل شعلهء آتش ميدرخشيد . « لشكر سلوكى ، اقتباس از مگابيز » جلوس آنتيوخوس ( سوتر ) 281 قبل از ميلاد اين اقدام شنيع كرائونوس بنيان خاندان سلوكى را متزلزل ساخته و از شكست سپاه برى و بحرى وى چنين به نظر ميآمد كه دولت جوان سلوكى واژگون خواهد شد و گويا مسافت هاى زياد يعنى وسعت كشور و نيز نبودن وسائل ارتباطيه و راههاى خوب فرصتى به آنتيوخوس داد كه توانست از اين بليه خود را نجات دهد . بعلاوه اين را هم بايد بخاطر داشت كه او جوانى خام و بىتجربه نبود بلكه از اشخاصى بود كارآزموده و در فنون جنگى و نيز ادارهء كشور مهارت و لياقتى بسزا داشت . او در شروع امر تمام همش را باستحكام مقام خود در سوريه مصروف داشت . در اين هنگام برادر زنش نيز آنتيگون گناتا پسر دمتريوس بكمك وى برخاسته و بسرعت تمام به كرائونوس