سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

383

تاريخ ايران ( فارسى )

مرگ پرديكاس 321 قبل از ميلاد منازعاتى كه براى منافع شخصى در جريان بود بسرعت منجر بجنگ عمومى گرديد ، پرديكاس پس از دسايس بسيار موقع خويش را بواسطهء تزويج كلئوپاترا تثبيت و تحكيم نموده و توجه المپياس ذى نفوذ را از اينراه به طرف خود جلب كرد ، اين تغييرات آنتىگون « 1 » حكمران فريگيه را چنان بهراس انداخت كه بنزد آنتىپاتر فرار نمود كه در سال قبل جماعتى از يونانيان را كه پرچم طغيان برافراشته بودند در جنگ معروف به لاميان مغلوب ساخته بود ، در اينوقت پرديكاس عزم كرد كه بطلميوس را از ميان بردارد و بتصور اينكه سر از فرمان خواهد پيچيد او را از مصر احضار كرد و بطلميوس كه خيلى زيرك و بافطانت بود فورا اطاعت نموده و بمركز قشونى حضور بهمرسانيد و به همين جهت اين محكمهء عالى او را از عصيان و نافرمانى تبرئه نموده اجازهء مراجعت بمقر حكمرانى خود داد ، پزديكاس كه خود را در اين مقدمه مغلوب ديد با لشكر بجانب مصر راند ، سه دفعه سعى كرد كه از نيل عبور كند عاجز گشت ، بالاخره مقدونيها بر ضد او برخاسته و بدست صاحبمنصبان خويش بقتل رسيد ، كار با بطلميوس به صلح انجاميد و لشكريان برگشته بقواى آنتىپاتر پيوستند . طلوع سلوكس يكى از سردسته‌هاى شورش كه مقدر بود بسلطنت برسد سلوكس « 2 » بود ، اين شخص يكى از مقربان اسكندر بود كه بواسطهء زورمندى و ابراز رشادت و جرأت با وجود جوانى در تمام جنگهاى هندوستان مصدر خدمات بزرگ گرديده و فرماندهى هيپاس پيتهاى شاهى يا پياده‌نظام متوسط ( كه از حيث اسلحه مقام وسطى را بين سپاهيان سبك و سنگين اسلحه دارا بود « 3 » ) به او واگذار شد ، در جشنهائيكه در شوش از طرف اسكندر براى زواج مقدونيها با بانوان ايرانى برپا گرديد دختر اسپيتامن « 4 » كه در باختر بهمراهى اكسيارت با اسكندر در مقام مخالفت برآمد و اسمش اپاما بود قسمت سلوكس گرديده و بمزاوجت وى درآمد و بنابراين سلسلهء معروف سلوكيها

--> ( 1 ) - Antigouns . ( 2 ) - Seleucus . ( 3 ) - از سربازان نامبرده وقتى استفاده ميشد كه فالانژ به كار برده نميشده است و اينها اسلحه‌شان نسبة سبك‌تر بوده است « مؤلف » . ( 4 ) - Spitamenes .