سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

377

تاريخ ايران ( فارسى )

ميباشند و بر روحيه و فكر يونانى تفوق جسته‌اند . اين تربيت در يك سوسيته و اجتماعى كه از بيشتر نقاط نظر نمونهء جمهورى مىباشد موجد پاره‌اى خصائل و صفات و نيز پديد آورندهء يك نوع افكار و خيالاتى است كه هيچيك از ساير نژادهاى اروپائى نمىتواند با آن رقابت و همسرى نمايد . همه اين صفات را در اثر تربيت درست كه توسط ارسطو كه استاد و معلم اسكندر بود بوى دستور داده مىشد و او هم موبمو آنها را بمورد اجرا درميآورد . اسكندر كبير در نقاطى كه داراى اهميت نظامى بوده قلاعى مىساخت و پادگان‌هائى در هرجا گذاشت كه مىتوانستند هركدام زندگانى خودشان را مطابق شرايط تازه محيط ادامه دهند و از اداره كارهاى محوله و وظائف مرجوعه كاملا برميآمدند . در خاتمه بايد بگويم مقدونىها با انگليسىها فرقى ندارند چون هردو از نژاد و طوائف بىتربيت صحرائى تشكيل يافته و اكنون در تأسيس سلطنت و تشكيل دولت همان بازى را مىكند كه طوائف و قبائل وحشى مقدونى در زير دست پادشاه مشهور و نامى خود نمودند . نتايج و ثمرات يونانيت يا اصطلاح يونانى پس از بيان خصائل و صفات يونانى و تشريح يونانيت حال به خوبى مىتوان اين را تصور كرد كه با ترتيبات معمولى و وضع قوانين براى ملل مغلوبه توسط يك مشت يونانى وحشى ملل مغلوبه چه وضع و حالى داشتند ملل مغلوبه تحت حكومت سرداران يونانى براى برقرارى نظامات يونانى و تسلط كامل بر ملل مغلوبه هركس كه به رفتار آنها اعتراضى مىكرد بنام اشرار و قطاع الطريق آنها را از قيد حيات آزاد ميكردند . در ضمن ما مىدانيم كه سرداران يونانى پس از مرگ پادشاه و رئيس خود رقابت‌هاى وحشيانه و بلندطلبىهائى از آنها بروز كرد . آرى مقدونىها بواسطهء