سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

378

تاريخ ايران ( فارسى )

جنگهاى متوالى اين ميراث درخشندهء خود را ضايع ساختند و معذلك روحى كه گفتيم باقى ماند اگرچه جنگها به كلى تمام نشد ولى سپاهيان مشغول ، كم و ميدان وسيع بود و بايد تصديق كنيم كه مثل هندوستان در زمان شورش در نواحى و بلدانى كه دور از ميدانهاى جنگ بودند وضع امور به آرامى رو بترقى بود . مسئلهء ديگر كه ذكر آن خالى از اهميت نيست مسئله انتشار يافتن ذخائر و گنجينه‌هاى هخامنشى است . گو كه آن در وهلهء اول بين سركردگان و تابعين مقدونى تقسيم شده در يونان به مصرف بناى معابد و فوايد عامه رسيد ولى اساسا افتتاح اين خزائن و گنج‌خانهء آسيا تجارت را در دنياى آن روز بكثرت رواج داد و چون راههاى عبور بمشرق براى هرنوع مراوده و معامله باز شد به خوبى ميتوان فهميد كه چرخ امور تجارت و بازرگانى و معاملات كاملا به حركت درآمده و آن بطور فوق التصورى بسط و توسعه پيدا نمود . مطلب ديگرى كه قابل ملاحظه است اينكه در افسانه‌هاى ايرانى اسكندر بزرگ را مخرب ديانت زرتشت قلم داده‌اند در صورتى كه آن به كلى بيحقيقت است . استرابو « 1 » مينويسد كه او مردم را از اين رسم وحشيانه كه اشخاص را در حين مرگ بسگان مقدس عرضه ميداشتند منع نمود و شايد بواسطهء برانداختن اين گونه امور زشت بوده كه او را برعكس آنچه درواقع بوده است نمايش داده‌اند . اينرا هم بايد بخاطر داشت كه اين گونه افسانه‌ها دربارهء او از طرف رؤساى مذهب و بالاخره از منابعى كه عناد داشتند بما رسيده است . كارها و خصائل اسكندر بزرگ بايد دانست كه اسكندر هم از حيث كار و هم از حيث صفات و خصائل در بالاترين نقطهء مدنيت يونان قرار گرفته است . اما كارهاى او همانا بردن قواى يك كشور فقير ولى دليرى مثل مقدونيه كه هميشه در معرض تهديد كشورهاى يونان و طوائف حول‌وحوش بود به طرف دنياى معلوم در حالتى كه بهرجا رسيد آنجا را فتح نمود و منظم ساخت و مدنيت را در آنجا انتشار داد . او بواسطهء اجراى عدالت و بناء شهرها در نقاطى كه اهميت نظامى داشت و

--> ( 1 ) - استرابو 11 ، 517 ( مؤلف ) .