سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

366

تاريخ ايران ( فارسى )

اسكندر در اين جنك در منتهاى عظمت و بزرگى بود و در تمام عمليات هيچ خطائى ننمود و اين اول دفعه‌اى بود كه لشكريانش پس از طى مسافت طولانى در شب طوفانى و مشقت عبور از رود جلوم با عدهء زيادى از فيلهاى جنگى مواجه گرديدند . اين فتح قطعى بود و بالاتر از همه رفتارى بود كه نسبت بدشمن مغلوب ظاهر ساخت . كوئنتوس كورتيوس « 1 » كلمات ذيل را از قول اسكندر بيان مىكند : بالاخره خطرى مشاهده ميكنم كه با جرئت من برابرى مينمايد و نبردى است كه حالا با حيوانات وحشى و از عناصر غيرعادى به عمل ميآيد . اين كلمات مختصر بيانى است جامع از اين جنك مشهور و اهميت آن را از نظر ما ميگذراند . پايان فتوحات مقدونيها با وجود فتح درخشانى كه كرده بودند از مقاومت سختى كه هنديان از خود بروز داده و نيز از تلفات اين جنك كه نسبتا سنگين « 2 » بود افسرده شده و دلسرد گرديدند و معذلك اسكندر بعد از بناى نيكه در محل ميدان جنك بيادگار فتح و نيز بناى بوسفالى در نقطهء عبور از رودخانه بيادگار اسب جنگى معروف خود كه مدت كمى بعد از جنك مرد لشكر را بدون هيچ انديشه از بارندگيهاى خيلى سخت آن موسم حركت داد و از آسّنس ( چناپ ) و نيز هيدراتس ( روى « 3 » ) به ترتيب عبور نموده در هرطرف نواحى حاصلخيزى كه بودند مفتوح ساخت تا اينكه لشكر بساحل راست هيفاز ( بيز « 4 » ) رسيده و در آنجا اردو زد . مقدونيها وقتى كه شنيدند كه در سمت مشرق آن مملكت پادشاهانى هستند بسيار مقتدر كه از فيلان جنگى و شمارهء لشكر بر پروس تقدم دارند اجتماعاتى تشكيل داده و نطقهائى كردند كه خلاصهء آنها اين بود كه به قدر كفايت در اين سفر پيش رفته‌اند و از طول طريق و جنگهاى بىنهايت همگى خسته شده و شائق بمراجعت به وطن و متمتع شدن از ثمرات زحمتهاى خودشان ميباشند و اما نطق عالى اسكندر در اين مقام اين

--> ( 1 ) - Quintus Curtius . ( 2 ) - آريان عدهء تلفات را در حدود سه هزار نوشته ولى ديودور بيك هزار تن تخمين كرده است ( مؤلف ) . ( 3 ) - Ravie . ( 4 ) - Bias .