سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

367

تاريخ ايران ( فارسى )

بوده است كه : مقصود از زحمت خود زحمت است بشرطيكه آن زحمت براى انجام مرام و مقصود عالى و درخشان باشد : نطق مزبور كه منويات او را ظاهر ميساخت به آنها تأثير ننمود و سنوس كه از سرداران درجهء دوم بود جوابى معقولانه داده اظهار داشت كه از براى مقاصد و كارهاى انسانى بايد حدى تصور نمود . از لشكريانى كه از يونان حركت نمودند قليلى باقيمانده‌اند و اگر اسكندر ميخواهد تمام عالم را مسخر سازد اول بايد بيونان مراجعت كرده فتوحات خود را در آنجا نمايش داده و مجددا لشكرى براى اين كار تجهيز كند . اسكندر از شنيدن اين حقائق تلخ در خشم شده مجلس را متفرق ساخت و باميد اينكه لشكريان از اين خيال منصرف بشوند تا سه روز عزلت اختيار نموده بالاخره چون اثرى از پشيمانى آنها ظاهر نگرديد او بوسيلهء قربانيها استخاره كرد تا معلوم دارد عبور بآنطرف ( هيفاز ) صلاح است يا نه . جواب مساعد نبود ، بزرگترين سرباز دنيا با مقدونيها موافقت نموده و مغلوب متابعان خود گرديد و لذا فرمان مراجعت « 1 » صادر نموده و آن با نمايشات مسرت‌انگيز پذيرفته شد ، امر شد بشكرانهء فتوحات و نيز بيادگار زحماتى كه كشيده شده است دوازده محراب براى خدايان بنا كنند و پس از اداء مراسم جشنى كه معمول بود لشكريان شروع ببرگشت به روى « 2 » نموده كه احتمال ميرود از نزديكى لاهور گذشته و بوزيرآباد كه كنار چناب است آمدند و اين همان جائى است كه حاليه نقطهء اتصال خطآهن معمولى مىباشد . پس اسكندر به طرف هيداسپ پيش رفت و در آنجا توقف نموده امر كرد كشتيهائى براى حمل هشت هزار تن بسازند و پس از آنكه حاضر شدند ، آنها را براى انجام مسافرتى كه اهميت آن در تمام مسافرت‌هاى قديم بيشتر است به آب انداختند . در اينجا لازم است اين نكته را خاطرنشان كنيم كه بسيارى از اين راهها را كه نويسندگان يونان نوشته‌اند تاكنون هيچ اروپائى ديگر نه‌پيموده است ليكن از بياناتى كه در اين خصوص بما رسيده ويژه از بيانات قابل وثوق آريان ميتوانيم اين راهها را تشخيص داده بشناسيم .

--> ( 1 ) - در كتاب ( ده هزار ميل ) فصل 14 به حركت اسكندر از هند بشوش تخصيص داده شده است ( مؤلف ) . ( 2 ) - Ravi .