سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

365

تاريخ ايران ( فارسى )

ديد اسكندر با سواره‌نظام دشمن درگيرودار است سعى كند كه پشت هنديها را بگيرد و آنها را در هراس اندازد ، بفرماندهان فالانژ دستور داد كه تا سواره‌نظام حملهء خود را بانجام نرساند از جاى خود پيش نروند ، سواره‌نظام هند چون ديد كه خطر از طرف عقب متوجه آنان شده است در تدارك فرستادن دسته‌اى از قشون براى مقابلهء با آن خطر برآمده كه در اينموقع اسكندر حمله نموده و آنها را از جلو رانده ناچار به عقب فيلها پناه بردند ، در اين هنگام صفوف فالانژ پيش رانده و بواسطهء فيلها كه در ميان‌شان ريخته و آنها را زير پا خرد ميكردند موقع مهم و هولناكى پيش‌آمد ، سواران هند بحملهء دوم مبادرت نمودند ولى مقدونيهاى منظم كه اطلاعات تعبية الجيشى آنان بيشتر بود موفق شده همه آنها را تا فيلها عقب نشاندند و چنان ايشان را تعاقب نمودند كه با فيلها مخلوط گشته آنها را از همه طرف محصور و در فشار انداختند و در اين گيرودار هنديان بفرمان نگاهداشتن فيلها قادر نشده بواسطهء زخمهائى كه به آنها رسيده بود بدون آنكه فرقى بين دوست و دشمن بگذارند بهر دو حمله ميبردند ، خودى و بيگانه را زير پا ميگرفتند ، ولى مقدونيها ( چون فضائى زيادتر براى عمليات داشتند ) در وقت حملهء آنها ميتوانستند خود را عقب كشيده ميدان را خالى كنند بر خلاف هنديها چون در ميان فيلها گير كرده و به آنها متصل و چسبيده بودند لذا تلفاتشان خيلى سنگين شد و بالاخره چون فيلها در حمله مطيع نشدند مقدونيها نزديك رانده لشكر هند را درهم شكستند ، در اين هنگام كراتروس « 1 » از رود جلوم گذشته وارد ميدان جنك گرديد و نظر باينكه لشكريانش تازه نفس بودند فراريان را تعاقب نموده شكستى فاحش به آنها دادند . پروس كه بر فيلى ضخيم سوار بود و تا لشكريانش فرار نكرده بودند مردانه در ميدان جنك ميكوشيد رو بگريز نهاد ولى او را گرفته نزد اسكندر آوردند ، اسكندر از او پرسيد چگونه ميخواهى با تو رفتار كنم در جواب با كمال مناعت گفت : چنان كه با پادشاهى رفتار ميكنند اسكندر گفت اين بجاى خودش ولى بگوئيد براى شما چه ميتوانم بكنم . گفت : در آنچه گفتم همه‌چيز هست .

--> ( 1 ) - Craterus .