سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
359
تاريخ ايران ( فارسى )
بودند و آن پنج روز به طول انجاميد و در امكان توسعهء عمليات لشكر مقدونى از طرف اسكندر در ساحل طرف راست سيحون كه حاليه اثرى از آن نيست كاملا مشكوك مىباشد . بالاخره بسوس بواسطهء غدر و خيانت سپيتامن « 1 » فرماندهء سواران سغدى گرفتار گرديده و در اكباتان بدار مجازات آويخته شد . پيشرفتن اسكندر به طرف جيحون يا سرداريا در اينوقت اسكندر از طرف شمال بمركند كه سمرقند و پايتخت آيندهء امير تيمور است عزيمت نموده و با لشكريان خود در آنجا راحت نمود و در حدود شرقى امپراطورى پارس به جيحون كه امروزه به سرداريا معروف است پيش رفت و در آنجا اسكندريهء اسكات يا منتها را بنيان نهاد كه عبارت از خجند حاليه است ، براى اينكه از وسعت امپراطورى ايران و مسافتى را كه مقدونيها طى نمودند تذكرى داده باشم مينويسم كه خجند در طول پنجاه درجه يا تقريبا در سه هزار و پانصد ميل در مشرق يونان واقع است و بر يك اروپائى كه در قرن بيستم زندگى مىكند اينمعنى در آنروزى كه وسايل ارتباطيهء عصر حاضر نبوده بدرستى معلوم نميشود مگر اينكه در ايران مسافرت نموده بفهمد كه در آنجا حد معمول مسافت در يكروز پانزده ميل يك منزل عادلهء كاروان است يا نود الى صد ميل در هفته است كه لنگ و توقف در منازل هم در آن داخل مىباشد . اولين مصيبت و آسيب مقدونيها هنگامى كه اسكندر سرگرم اين امور بود خبر رسيد كه سپيتامن كه قبول اطاعت كرده بود طغيان نموده است و لذا با همان جديت و پشتكار هميشگى خود از سيحون عبور كرده جماعت سيت يا سكاها را كه در ساحل راست براى كمك بياغيان اجتماع نموده بودند مغلوب و متفرق ساخت . در اين بين لشكرى را كه او براى گشودن حصار و تسخير سمرقند فرستاده بود سپيتامن بكمك گروه زيادى از سكاها كه از طرف صحرا رسيده بودند در درهء پولى تىمت ( زرافشان كنونى ) معدوم كرد ، اسكندر فورا حركت نمود ، اما وقتى به آنجا رسيد كه كار گذشته بود ، ناچار بكفن و دفن كشتگان پرداخت ، ولى بانتقام اين
--> ( 1 ) - Spitamenes