سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

347

تاريخ ايران ( فارسى )

كه اسكندر همان كار را ميكر كه گزنفون « 1 » كرد . تصرف بابل و شوش فاتح مقدونى از آربلا به طرف بابل راند و در آنجا از طرف حكومت و كهنه و ساير طبقات مردم از وى پذيرائى شد ، چه احتراماتى را كه او در مصر نسبت بخدايان آنجا به عمل آورده بود شنيده و جلب شده بودند ، اسكندر نظير كوروش كبير ، دستهاى بعل را گرفت و حكم كرد معبديرا كه اردشير خراب كرده بود تعمير كنند ، بابليها از اين كار راضى و مسرور و از آن ببعد دولتخواه او شدند . از بابل اسكندر در مدت بيست روز بشوش درآمد ، يونانيها شوش را مركز پادشاه بزرگ ميدانستند و در آنجا اسكيلوس « 2 » پرده بازى پرسا « 3 » را بمعرض نمايش گذارد . در آن شهر پنجاه هزار تالان يا شانزده ميليون و پانصد و پنجاه هزار پوند « 4 » با اشياء نفيس ديگر كه قيمت آنها از حساب بيرون بود بدست آمد كه از جمله دو مجسمهء هارموديوس « 5 » و اريستوگىتون « 6 » بوده كه از مفرغ ساخته بودند ، اسكندر آنها را بآتن عودت داد كه بعد از چند سال آريان آنها را در آنجا مشاهده نموده است . تصرف پرس‌پليس و پاسارگاد اسكندر در شوش فتح خود را با شكوه جلال تمام نمايش داد ، قربانيها و مشعل‌دوانيها « 7 » و نيز جنگهاى ژيمناستيكى به عمل آمد ، جشن مزبور مصادف شد با رسيدن پانزده هزار نفرات تازه كه بكمكش آمده بودند و نظر باحتياج مبرمى كه بوجود آنها بوده است به خوبى پذيرفته شدند ، چه از عدهء قوا آنچه در اين جنگها بواسطه قتل و ناخوشى تقليل يافته بودند نفراتى بجاى آنها لازم بود گذاشته شود ، علاوه براى مراكزى كه جديدا مفتوح شده و اهميت نظامى داشته است لازم بود

--> ( 1 ) - Xenphon . ( 2 ) - Aeschylus . ( 3 ) - Persau . ( 4 ) - در صورتى كه تالان نقره مراد باشد مقدار آن همان است كه در بالا ذكر شد و الا اگر تالان طلا باشد مبلغ آن معادل يكصد و سى و دو ميليون و چهارصد هزار ليرهء انگليسى مىشود ( مؤلف ) . ( 5 ) - Harmodius . ( 6 ) - Aristogeiton . ( 7 ) - يكنوع مسابقه‌اى بود بين دوشيزگان بدينطريق كه شمع‌هائى دست هركدام ميدادند و او با يك پا ميدويد در صورتى كه شمع خود را روشن نگهداشته و شمع همگنان خود را خاموش ميكرد علامت بردن بود ( مترجم ) .