سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

348

تاريخ ايران ( فارسى )

پادگان بگذارند ، او بعد از اين مصمم گشت كه بفلات ايران و خانهء مقدس پارسيان داخل شده و به تمام دنيا نشان بدهد كه دولت آنها زوال يافته است . بالجمله از كارون عبور نموده از اهواز حاليه براهى كه دو پايتخت را بهم وصل مينمود يعنى راه بهبهان كه آنزمان معمول بود و حاليه ظاهرا بواسطهء خرابى هردو پايتخت كمتر عبور مىشود عزيمت نمود ، جماعت او كسيان كه در تپه‌هاى سخت ناهموار آنجا ساكن بودند و هميشه از رعاياى غيرجنگى پادشاه بزرگ كه از آن راه عبور ميكردند باج راه ميگرفتند از لشكريان اسكندر نيز مطالبهء باج راه كردند . اسكندر جواب داد كه در سرگردنه‌هاى خود حاضر شده بگيرند ، پس از آن از راهى غيرمعمول به همان فرزى و شتابى كه هميشه در عمليات و كارهاى خود مينمود ناگهان بسر دهكده‌هاى آنها فرود آمد و ايلات غافلگير شده به اطراف متفرق شدند و در اين هنگام كراتروس « 1 » با قواى خود مكانهاى مرتفعهء آنها را كه بتنگهء محل عبور افراز داشت به تصرف درآورد ، سپاهيانى كه بهمراه اسكندر بودند دفعهء دوم هجوم برده قبلا تنگه را گرفتند ، اينجا قبايل اوكسيان بدون هيچگونه مقاومتى ناچار بتسليم شدند . پارمينو با قسمت اعظم لشكر و باروبنه از راهى كه راه ارابه‌رو خوانده ميشد ( يعنى از راه رامهرمز و بهبهان كنونى ) به طرف پارس فرستاده شد و اين راه غير از قسمتى كه بواسطهء عبورومرور قوافل يا عابرين پوشيده شده باقى به همان حاليست كه پيش از دو هزار سال بوده يعنى به حال طبيعى باقى مىباشد و خود اسكندر با سرعتى كه معتاد بود از كوهستانها به طرف دروازهء پارس راند كه در آنجا نائب السلطنهء پارس ديوارى در جلو تنگه كشيده و با چهل هزار سپاه براى مدافعه حاضر شده بود ، عمليات جنگى ترموپيل در اينجا تجديد گرديد ، مقدونيها از راهى كه از ميان تپه‌ها ميگذشت قبل از طلوع صبح بآنطرف تنگه ناگهان بر سر پارسيان ريخته و بانك شيپور آنها كراتروس را كه در جلو تنگه منتظر بود خبردار ساخت و پارسيها از دو طرف محصور شده كشتارى هولناك درگرفت و بايد دانست كه اين تنها مقاومت منظمى بود كه از ايرانيان به عمل آمد .

--> ( 1 ) - Craterus .