سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

344

تاريخ ايران ( فارسى )

اين دو لشكر قريب هفده ميل از هم فاصله داشته و يكرشته تلال و تپه‌هاى پستى در اينميانه حايل و آنها را از هم جدا ميكرد . او وقتى كه از اين تپه‌ها گذشته سپاه عظيم ايران را جلو خود ديد فورا شوراى جنگى آراست تا در اين باب مشورت كند كه آيا بايد فورا شروع بجنگ كرد يا نه . پارمنيو كه رأيش محل اعتماد بود چنان مصلحت دانست كه قبلا اطلاعات مقدماتى صحيحى از ميدان جنك در مورد گودالها يا كمين‌گاهها تحصيل كرده و از انتظامات و ترتيبات دشمن نيز تحقيقاتى به عمل آرند . بالاخره اردو زده شد و اسكندر ظاهرا بىهيچ مانع و رادعى از طرف دشمن تمامى ميدان را كاملا رسيدگى و تحقيق نمود . پارمنيو از لحاظ كثرت لشكر ايران بعلاوه رأى داد كه شبيخون بزنند : اسكندر اين رأى او را نپسنديد و گفت : ظفر را بدزدى بدست نيارم . لشكر ايران كه تمام شب را زير اسلحه بودند بامر داريوش به ترتيب جنگى درآمده خود در قلب قرار گرفت و يكدسته از اقارب شاه و سواران ممتاز يا جاويد ويرا حمايت و حراست ميكردند و دو دسته از قشون اجير يونانى تقسيم و هريك در يكطرف شاهنشاه جا گرفته و قراولان سوارهء سلطنتى با فيلها و پنجاه ارابه در جلو جا داشتند ، جناحين راست و چپ از دستجات مختلف از سواره و پياده تركيب يافته و بايد صفوف آنها از هرطرف تا فاصله زيادى كشيده شده باشد . لشكر مقدونيه كه بالغ بر چهل هزار تن پياده‌نظام و هفت هزار سواره‌نظام بود به وضع هميشگى صف بسته ، پارمنيو « 1 » در رأس فالانژ در جناح چپ جا گرفت و دستهء نيرومندى از سواره‌نظام تسالى ويرا حمايت ميكردند . خود اسكندر در رأس جناح راست كه از سواران عالى مقدونى تركيب يافته قرار گرفت . نظر به برترى فوق‌العادهء لشكر ايران از حيث عده نيروئى هم بطور احتياط تشكيل و مامور حفاظت قسمت عقب گرديد . او قشونش تا اينقدر خوب ورزيده شده و تا اين حد به طرف دشمن به چشم حقارت مينگريست كه با كمال جرأت و جسارت قشون دست راست خود را بحملهء جناح چپ ايرانى كه تقريبا روبرو شدن با قسمت اعظم درياى لشكر بود فرمان داد و با اينكه داريوش ميتوانست از موقع استفاده نموده و فرمان حملهء عمومى بدهد ولى براى اين‌كه اختلالى در نظم و ترتيب سپاه عظيم

--> ( 1 ) - Parmenio