سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

345

تاريخ ايران ( فارسى )

و جسيم وى روى ندهد مجبور شد همهء لشكر را به كار نيندازد . بالاخره داريوش وقتى كه ميدان جنگ را كه نظم و ترتيب آن با كمال دقت داده شده بود گذاشته داخل زمين‌هاى ناهموار گرديد ديد كه از ارابه‌ها كارى ساخته نخواهد شد و لذا قشون سوارهء جناح چپ خود را فرمان حمله داد . اين حمله در اول ظفرمندانه بود ، جنگ سواره‌نظام كه متعاقب آن رويداد بىنهايت سخت و شديد بود تا اينكه نظم و ترتيب دوباره برقرار و دستجات منظم يونانى صفوف دشمن را بهم پيچيدند ، در اين مورد ارابه‌هائى را كه حامل داسهاى بزرگ و خيلى هم موجب اميدوارى بودند ( هرچند در كوناكسا معلوم گرديد كه مقابلهء آنها با قشون ورزيده و داراى تعليمات نظامى بيفائده است ) فرمان حمله داده ليكن اين حمله ظاهرا بواسطهء نرسيدن كمك مؤثرى از طرف سوار يا پياده‌نظام سبك اسلحه كاملا بىنتيجه ماند ، زيرا كه پياده‌نظام سبك اسلحهء يونانى زوبين‌هايشان را با قوت تمام به طرف آنها پرتاب كرده جلو آنها را بريدند و ارابه‌چيها را به زير انداختند و فالانژها وقتى كه مجبور ميشدند ناچار صفوف خود را گشوده تا ارّابه‌ها بگذرند و بعد از عقب عده‌اى را با مستحفظين و مهترهاى آنها را با ضربتها خراب كردند ، حملهء به جناح چپ قشون ايران و بعد عده‌اى هم كه بمدد آنها فرستاده شد باعث گرديد كه شكاف بزرگى در صف نزديك داريوش پيدا شد و از همين طرف اسكندر بسركردگى سواران رفيق كه قسمتى از فالانژها آنها را تقويت ميكردند حمله برد ، جنگى تن‌بتن در اينجا آغاز كه آن منتهى بفرار مضطربانهء داريوش گرديد ، در صورتى كه هنوز جريان جنگ بيك ميزان باقى بوده و نتيجه آن معلوم نبوده است او خائفا از ميدان فرار نمود . ميدان جنگ بقدرى وسيع بود كه اين خبر دفعتا انتشار نيافت ، پارمنيو در ميان ازدحام و هجوم دشمن گير كرده و چنان در فشار بود كه كسى نزد اسكندر فرستاده ويرا به كمك طلبيد « 1 » و او هم با جمعيت خود بكمك وى شتافت ، بين راه بدستجات سواره

--> ( 1 ) - شايد اين پيغام را پارمنيو براى اين داده كه از تعاقب بازش دارد تا اينكه فتح تمام بشود ، چه غفلت از اين احتياط بود كه يونانيهاى كوناكسا را بتهلكه انداخت ( مؤلف ) .