سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
343
تاريخ ايران ( فارسى )
بجنك و گريز معتاد بودند ) بايستى قشون مقدونيه متصل مورد حمله واقع بشود ، همچنانكه در چند قرن بعد پارتىها ( در اين جلگهها ) همين كار را كردند يعنى به روميان حملات مظفرانه كرده و غرور آنها را درهم شكستند . بالجمله پس از عبور از فرات اسكندر از وسط ناحيهء حاصلخيز بين النهرين پيش رفته تا اينكه از كاريه گذشته بدجله رسيد ، در اينجا هم داريوش درنتيجهء غرور اهمال كرده اهتمامى در جلوگيرى از او ننمود . اگرچه بواسطهء تندى آب دجله نتوانست بدون صعوبت و اشكال زياد از آن عبور كند . اسكندر پس از اين از ساحل دست چپ به طرف آسور قديم كه در آن وقت آثوريا ميناميدند گذشته در گوگمل نزديك خرابههاى نينوا بفاصلهء تقريبا هفتاد ميل از اربيل كه اين جنك به همان نام خوانده شده داريوش را دريافت كه در آن صحراى وسيع و هموار كه مخصوصا آن را براى حركت سوارهنظام و ارابهها كه نهايت درجه طرف اعتماد او بودند انتخاب كرده و بانتظارى وى مىباشد . آرى داريوش بتجربه فهميده بود كه روبرو شدن با مقدونيها در صحراى تنك و ناهموار كه سپاهيان او نتوانند عمليات كنند بىحاصل است . عدهء قشون او كه از نقاط مختلفهء كشور تهيه شده بقولى متجاوز از يك ميليون بود . جماعتى هم از قشون اجير يونانى با او بودند ولى شمارهء آنها مانند ايسوس مختصر بود . ديگر پانزده زنجير فيل هم در خط جنك حاضر و صف بسته بودند و اين اول دفعهايست كه در يك جنك بزرك تاريخى فيل ديده مىشود . مقدونيها كه يگانه حريف زبردست آنها در ايسوس يونانيهاى اجير بودند بايستى حس كرده باشند كه اعتماد آنها به رشادت و دلاورى خود و عمليات و ورزشهاى طولانى جنگى و نيز راهنمائى سردار خودشان است و اين اعتماد هم بواسطهء حركات و عمليات آرام و بادقت اسكندر توضيح و نشان داده شد كه پس از تحصيل اطلاعات صحيحه از وضعيت شاهنشاه چهار روز بقشون خود استراحت داده و اردوى خودش را مستحكم نموده باروبنهء سنگين و بيمارانرا در آن جاى داد و عدهاى را هم براى حفاظت آنها گماشت . او بدينطريق موضعى را تدارك كرد كه قشونش بتواند به آزادى عمليات كند و در هنگام ضرورت عقبنشينى نمايد .