سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
342
تاريخ ايران ( فارسى )
سكهء نقره متعلق به صيدا در حدود 384 - 400 قبل از ميلاد فصل بيست و دوم خط سير اسكندر كبير تا مرگ داريوش تو شهر ويرا مينگرى و باختر را مشاهده ميكنى ، برج و باروى اكباتانه رفعت و استحكامى ويژهء خويش دارد ، آنجا يكصد دروازهء هكاتم پليس پيش روى تو گشاده است ، و از آن دور شهر شوش را خواهى ديد كه بر كنار رود خوهس پس بنا شده و در اين رود آبى گوارا كه شايستهء جام شاهان است در جريان مىباشد . « بهشت بازيافتهء ميلتون » جنگ آربيل 331 قبل از ميلاد چون اسكندر از صور بيرون آمد طرف مشرق به قصد تاپساكوس واقع در ساحل فرات روانه گرديد . درست همان راهى كه كوروش كوچك سابقا پيموده بود . در آنجا دو پلى از قايق يافت كه بدستور او ساخته بودند . نيروى مختصر پارس مركب از سه هزار تن كه در اينجا مأمور بودند از عبور او جلوگيرى كنند بواسطهء نرسيدن كمك از جنگ احتراز جسته عقب نشستند . واقعا منظرهء جنگ فوق العاده حيرتآور است كه چطور شد داريوش با داشتن سوارهنظام زبدهء زياد براى جلوگيرى از لشكريان يونانى كوششى به عمل نياورده و حركت آنها را كه اسلحهشان سنگين و عدهء سواران سبكاسلحه هم خيلى كم بوده مختل نساخته است . در اين جلگههاى صاف و وسيع ( با چابكسوارانى كه