سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

331

تاريخ ايران ( فارسى )

بر حكومت كشورى امارت لشكر و رياست كل دفترى و مالى را هم دارا بوده است . اسكندر شغل نظارت در امور مالى و امور نظامى هريك را از ديگرى مجزا نموده با اختيارات تامه بدست يكنفر كاردانى سپرد كه مربوط به ديگرى نبوده است . وى اين انتظام را در هريك از ايالات شاهنشاهى كه به تصرف درميآورد معمول و مجرى ميداشت . محاربه كاريه ، ليكيه پامفليه ، پىسيديه و فريگيه اسكندر پس از فتح سارد عازم شد كه پيش از حركت به طرف مشرق محض تحكيم كار خويش اول متصرفات يونان را در ساحل آسياى صغير به تصرف خود درآورد . چنان كه افس « 1 » قبول اطاعت نموده و اسكندر در آنجا بجاى حكومت شخصى حكومت ملى تشكيل داد . اما مىلت « 2 » بناى مقاومت را گذارد و پادگانى كه در آنجا بوده بواسطهء نزديك بودن كشتىهاى جنگى ايران تشجيع شده حاضر شدند كه جنگ كنند . نيروى دريائى ايران اگرچه انتظامش در آن موقع خوب نبود ولى اهميت زياد داشت . فرمانده آنها ناوهاى مقدونيه را گذارد كه پيش بروند ولى از طرف ساحل جلو آنها را بستند . خيلى كوشش نمودند كه نيروى دريائى مقدونيه را داخل جنگ كنند ، حتى پارمينو هم راى داد كه دعوت آنها را اجابت نموده مصاف دهند ، ولى اسكندر محض رعايت حزم و احتياط از اين اقدام جلوگيرى كرده حاضر نشد كه خود را بمخاطره بيندازد . او در آخر نيروى دريائى خود را يكى بواسطهء مصارف زياد و ديگر دون نيروى دريائى ايران بود منحل ساخته و همه را از خدمت مرخص نمود . خلاصه مىلت پس از محاصرهء مختصر با حمله به تصرف اسكندر درآمد . نسبت بباشندگان و مزدوران يونانى كه سالم مانده بودند خيلى خوب سلوك نمود . مخصوصا مزدوران يونانى را داخل در قشون كرده سپس به قصد هاليكارناس « 3 » افتاد . اينجا كه مركز نظامى ممنن بود قلعه‌اى بسيار مستحكم و پادگان زيادى هم داشت و بدينجهت تصرف آن فوق العاده مهم و موقوف بود بر كوشش زياد . بالاخره خندق قلعه را امر كرد پر

--> ( 1 ) - Ephesus ( 2 ) - Miletus ( 3 ) - Halicarnassus .