سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

330

تاريخ ايران ( فارسى )

روى خاك انداخت ، در اين هنگام ضربتى روى كلاه خود او وارد آمد ولى با كمال فرزى ضربتى بحريف زده كارش را تمام كرد و اينجا باز به اسكندر حمله شد و در اينمرتبه كليتوس « 1 » از وى دفع نمود ، در ابن اثنا آثار فتح در سپاهيان مقدونيه ظاهر شده و بناى گرفتن كنار رودخانه را گذاشتند . آنها ايرانيان را كه زوبين‌هاى آنان نسبت به نيزه‌هاى خودشان كوتاه و قابل مقاومت نبود از جلو راندند و بالاخره ايرانيان مركز را خالى كرده و آن بچنگ لشكر مقدونيه افتاد و همين جنگ را خاتمه داد . سواره‌نظام پارس شكست خورده بناى فرار را گذارد و بيچاره مزدوران يونانى را در مقابل حملهء دشمن بدون آنكه از پشت‌سر كمكى داشته باشند باقى گزاردند . اسكندر غدقن كرد كه فراريان را عقب نكنند بلكه مهم صفوف از هم ريخته را بانجام رسانند ، اين بود كه از هرطرف سواره و پياده بيونانيان حمله بردند و آنها با كمال شجاعت جنگيدند و معذلك خيلى زود از هم پاشيده فقط دو هزار نفر اسير افتادند . تسليم شدن سارد 334 قبل از ميلاد بعد از جنگ فوق از ايران قشون منظمى در آسياى صغير باقى نماند و سارد با حاكم جبان و نامردى كه داشته است تسليم گرديد و اين يك اقبال ديگرى بود كه به اسكندر رو نمود زيرا كه محل مزبور ديوارش را سه رجه بالا برده و بقسمى مستحكم بود كه به كلى خارج از دسترس معلوم ميشد و از اينرو پادگان آن ميتوانستند حملات تدافعى اختيار كرده خود را محفوظ دارند و تسليم دشمن نشوند و تصرف آن بر شأن و جلال اهل مقدونيه افزوده علاوه بر ثبوت مهارت جنگى و لياقت نظامى آنها مهمات زيادى هم كه فوق‌العاده گرانبها بود بدست آنها افتاد . اسكندر پس از فتح ليديه با حسن مراقبتى به انتظام و ادارهء امور كشورى آن مشغول شده و از اين ثابت نمود كه مقصود اصلى وى اين است كه كشورهاى مفتوحه براى او باقى و برقرار ماند . ساتراپ ( والى ) بواسطه ضعف دربار سه شغل مهمى را كه در ابتدا هريك از ديگرى مجزا و به شخص مستقلى داده ميشد باهم توام و همه را خود شخصا به عهده داشته است . توضيح اينكه او علاوه

--> ( 1 ) - Clitus .