سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
328
تاريخ ايران ( فارسى )
بود و ديگر تعليمات جنگى و اسلحه و مهمات آنان بدرجهء عالى بود كه تا آنوقت نظير آن در دنيا ديده نشده بود ، اما راجع بقلت اين عده نظر اسكندر اين بود كه در هرفتحى ميتواند نفرات جديدى داخل در قشون نموده و از اينراه تلفاتى را كه از راه بيمارى يا قتل دست ميدهد جبران نمايد ، گذشته از اين قبل از اينكه يك كشور دولتمندى را فتح كند از عهدهء پرداخت بودجهء يك قشون مهم زياد برنميآمد چنان كه ميدانيم بودجهء قشونى او خيلى سبك بوده حتى بطوريكه از خودش نقل شده است وسايل اين جنك را در ابتدا بيشتر از راه استقراض فراهم آورده است . خط سير قشون تا هلس پونت ( داردانل ) معلوم و اين همان راهى بود كه چندى قبل از اين قشون مقدونيه آن را پيموده بودند ، بقدريكه ممكن بود در حركت و سير تسريع نمودند و محتمل است كه ميخواستند از هرگونه اطلاعى كه در اين باب به ايرانيان ميرسد جلوگيرى شده باشد و بيشتر از همه بايد براى سالم ماندن يكصد و شصت قايق جنگى و وسائل نقليه اضطراب داشته باشند كه بدون آن ممكن نبود بتوانند به طرف آسيا عبور كنند ، روز بيستم به سستوز « 1 » رسيدند و چون ابيدوز « 2 » طرف مقابل ساحل را قشون مقدونيه بعد از آخرين جنگ در دست داشتهاند اين بود بدون درنگ سوار كشتى شده به طرف آسيا روانه شدند و بدون هيچگونه تصادمى هم در خشگى پياده شدند . اين مطلب را خوب ميتوان تصور نمود كه پادشاه مقدونيه در اينجا براى زئوس « 3 » و آتن و نيز براى هراقله اجداد خيالى خود با چه شوق و شعفى قربانى كرده است . جنگ گرانيك 334 قبل از ميلاد اسكندر بطور قطع مطلع شد كه براى جنك با او سپاه زيادى جمعآورى شده است ، اين بود اول به زيارت قبر اشيل ( پهلوان داستانى يونانيها ) در دشت اليوم « 4 » رفته پس از آن بلافاصله طرف ساحل شمالى ابيدوز روانه گرديد و در گرانيك ساحل رودى كه آب آن نزديك سيزيكوس « 5 » از شهرهاى مهم آنزمان بدرياى مرمره ميريزد جنك بزرگى واقع شد و اين اولين جنگى بود كه روى داد . از آريان چنين مسطور است كه ممنن سركردهء قواى مهم مزدور يونانى
--> ( 1 ) - Sestos . ( 2 ) - Abydos . ( 3 ) - Zeus ( 4 ) - Elium . ( 5 ) - Cyzicus .