سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

312

تاريخ ايران ( فارسى )

سكهء فيليپ مقدونى فصل بيستم طلوع دولت مقدونيه تحت سلطنت فيليپ و اسكندر ما با چه عجايب آدمى ناگزير بنبرد شده‌ايم ! اين كسيست كه براى بچنگ آوردن نيرو و گشادن كشور يك چشمش را از دست داد و شانهء او بضرب دبوس شكسته يكدست و يكپاى وى از سوزش سرما سياه گشت . بخت از وى هرچه خواست بىمضايقه پيش وى نهاد مگر در نامجوئى و افتخار كامروا گردد . « ديموستن خطيب يونانى در وصف فيليپ مقدونى » جغرافياى مقدونيه براى كسانى كه مثل من معتقدند بر اين‌كه جغرافيا بر تاريخ تأثير شديد دارد اين مسئله قابل توجه است كه طبيعت چون پلوپونس و يونان مركزى را منقسم بقطعات جداگانه‌اى از خاك نموده و چندان وسائل ارتباطيه از خشكى براى آن قرار نداده ، يونان را مانع شده است از اينكه مقر يك ملت واحد باشد ، بلكه آن را مجموعه‌اى از دول كوچك ساخته كه بالاختصاص براى امر معاش خود متوجه به دريا باشند . ليكن چون بنقشه نظر اندازيم مشاهده خواهيم كرد كه حال مقدونيه غير از اين است چه آن كشور داراى درهء وسيع واردار « 1 » مىباشد كه پرنعمت و عبور از آن آسان و منتهى بدلتاى بسيار حاصلخيزى است كه از آبهاى خود آن دره و رودهاى ديگر ساخته شده است . مزاياى مزبور امروز بواسطهء موقع سالونيك « 2 » ظاهر مىشود كه بندر مهم اينقسمت از اروپا مىباشد و در نقطه‌اى واقع است كه وسيلهء ارتباط آن با داخله از مجراى

--> ( 1 ) - Wardar . ( 2 ) - سالونيك در 315 قبل از ميلاد در محل ترمهء ( Therma ) قديم بنا شده و بنام تيسىلونيكا ناخواهرى اسكندر كبير و زن كاسندر موسوم بوده است ( مؤلف ) .