سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

305

تاريخ ايران ( فارسى )

در 374 قبل از ميلاد تداركات اردشير تمام و عبارت بود از دويست هزار قشون آسيائى و بيست هزار يونانى و سيصد فروند ناو . فارناباز بر اين هيئت فرمانروائى ميكرد . نفوذ شاه چنان قوت يافته بود كه يونانيها كبرياس را از خدمت پادشاه مصر بازخواستند و ايفيكرات « 1 » را كه معتبرترين سردار آتنى بود به خدمت ايران درآوردند . قلاع پلوزيوم بسيار مستحكم و طغيان آب نيل نيز مانع عمليات بود بنابراين پارسيها از حملهء به آن ناحيه صرف‌نظر كردند و بنابرأى ايفيكرات قشونى در خفيه در دهانهء شعبهء مندسى رود نيل پياده نمودند . مصريان از قلعهء خود حمله بخارج كردند و چون مراجعت نمودند سپاهيان ايرانى هم با ايشان داخل قلعهء شدند و بواسطهء اين اقدام اولين خط دفاع مصريان شكسته شد . اگر به حرف ايفيكرات گوش داده و به ممفيس كه خالى از پادگان بود حمله برده بودند احتمال كلى داشت كه مصر را مسخر ميساختند . ليكن فارناباز پير و از اقدامات خطرناك گريزان بود . بنابراين فعاليتى بخرج نداد و به اين واسطه مصريان دوباره تعرض اختيار كردند . ايفيكرات رنجيده‌خاطر شده بيونان مراجعت كرد و چون رود نيل شروع بطغيان نمود پارسيها عقب نشستند و مصر مستخلص شد . لشكركشى به طرف كادوسيان در اين اوقات طايفهء كادوسيان عاصى شده بودند و اردشير با لشكر عظيم شخصا بدفع ايشان پرداخت . ليكن مسكن طايفهء نامبرده ناحيه‌اى بود كه امروز گيلان خوانده مىشود و بواسطهء جنگلهاى انبوه و جبال صعب و رودهاى متعددى كه دارد وصول به آن ناحيه بسيار مشكل است . كادوسيان ترتيب جنگ گريز را اختيار كردند و كار خواربار را بر پارسيها سخت نمودند ليكن ميان رؤساى ايشان اختلاف انداختند و كار بمصالحه كشيد . لشكر ايران سالما بازگشت نمود اما كارى از پيش نبرده بود . اواخر ايام سلطنت اردشير ممنون با آنكه لشكركشى ايران بجانب مصر به كلى بيحاصل شد معهذا يونانىها بواسطهء رقابت با يكديگر دوباره در سال 372 انتالسيداس را بشوش فرستادند تا حكم جديدى از شاه صادر

--> ( 1 ) - Iphicratis .